136- منتخب آرا و نظرات 47 نفر در باره زنده یاد دکتر حسین عظیمی(ویرایش اول)

ساماندهی و انتشار آثار زنده یاد

دکتر حسین عظیمی

 

منتخب آرا و نظرات در مورد زنده یاد

دکتر حسین عظیمی

                                                                  (ویرایش اول)

 

 

     تهیه کننده:

خسرو نورمحمدی

(مسئول ساماندهی و انتشار آثار زنده یاد دکتر حسین عظیمی)

 

 

فایل word  گزارش بر روی وبلاگ آثار زنده یاد دکتر حسین عظیمی به آدرس زیر قرار دارد:

 

developmentazimi.persianblog.ir

 

تاریخ تهیه: 18/2/1391

 

 

 

مقدمه:

 

 

دکتر حسین عظیمی به عنوان یک نظریه پرداز، سرمایه ملی و نمادین کشور می باشد. شناخت و متعاقباً استفاده از نظریات این دانشمند توسعه کشور می تواند به پیشرفت و توسعه و ایجاد تمدن جدید ایرانی کمک رساند. این گزارش مقدماتی با هدف شناخت بهتر حسین عظیمی از دیدگاه متخصصین، دانشمندان، اندیشمندان و متفکران تنظیم شده است. متاسفانه در ویرایش اول امکانات درج همه نظرات فراهم نبود، لذا امید است در ویرایش بعدی این نقیصه رفع شود.

خواهشمند است نظرات و پیشنهادات خود را برای تکمیل گزارش و یا موارد دیگر به پست الکترونیک noormohamadi2004@yahoo.com  ارسال نمایید.

 

 

 

 

با تشکر

خسرو نورمحمدی

مسئول ساماندهی و انتشار آثار زنده یاد دکتر حسین عظیمی

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

 

مقدمه: 2

خسرو نورمحمدی.. 6

دکتر فرشاد مومنی. 19

علی دینی ترکمانی. 23

دکتر بهروز هادی زنوز 30

آرش حسن نیا 33

احسان هوشمند. 33

امیر لعلی. 34

ایمان حسن قزل ایاق. 35

پرویزصداقت.. 35

دکتر ابراهیم حیدری.. 35

دکتر محمد سعید نوری نائینی. 36

دکتر پرویز پیران. 37

دکتر حسن شریفی. 37

دکتر سیدمنصور خلیلی عراقی. 38

دکتر فرهاد دژپسند. 39

دکتر محسن رنانی. 40

دکتر محمد حسین پوریانی. 40

دکترمحمد ستاری فر 41

دکتر عباس شاکری.. 41

دکتر جمشید پژویان. 42

دکتر جواد فرشباف ماهریان. 42

علی میرزایی. 42

دکتر عباس عصاری.. 42

دکتر محمد ایمانی راد 42

دکتر وحید محمودی.. 43

دکتر یداله دادگر 47

دکتر مهدی بهداد(ایجی) 47

رضا انصاری.. 50

هادی سیدی.. 51

علی دهقانی. 52

سید رحمت اله اکرمی. 53

دکتر مصطفی معین. 53

دکتر شیبانی. 53

غلامحسین دوانی. 53

محسن شمشیری.. 54

محسن مومنی شریف.. 54

محمد ایرانمنش... 54

مهندس غلامعباس توسلی. 55

آقای حسین سلیمیان. 55

دکتر راه چمنی. 55

سیدرضا زواره ای، حقوق دان شورای نگهبان. 55

دکتر فریبرز رییس دانا 55

حجت الاسلام نادی نجف آبادی.. 56

عبدالحسین نفیسی. 56

دکتر محسن زاینده رودی.. 56

منصوره حمصیان. 57

سایت الف.. 57

 

                                                                                             

 

 

 

                                                                 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خسرو نورمحمدی

 

  • در سال‌های 72-1371 به عنوان استاد مدعو به دانشگاه آکسفورد رفت و به رغم پیشنهاد ادامه کار از سوی آکسفورد، بعد از یک سال به ایران بازگشت. گفته بود: ترجیح دادم به کشور خود بازگردم و در آب و خاک وطنم و در آغوش فرهنگ و فضای ایرانی زندگی کنم.
  • عظیمی در هر مسئله‌ای، بلافاصله به ظرف و قالب اجتماعی، تولد و سیر تحول آن مفهوم و آثارش در جامعه محل پیدایش می‌پرداخت. مطالعات فراوان او در مورد نظرات، تحولات و قانونمندی‌هایی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در مراحل سنتی، در حال گذر و توسعه‌ای جوامع صنعتی به شناختش از عامل مربوطه کمک می‌کرد. نکته مهم این که عظیمی ضمن شناخت و تعریف این سه جامعه، روابط بین متغیرها، نهادها و ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن‌ها را مشخص می‌کند. توجه شود که عظیمی در این شناخت و بررسی، پایه‌های پیدایش و تحول کشورهای توسعه‌یافته را فرهنگی شدن اندیشۀ انسان‌محوری و علم محوری می‌داند و معتقد است پایه‌ها و شرایط جهان صنعتی را باید از دید این دو محور دید و بررسی کرد، در غیراین صورت نمی‌توان تصویر واقع‌بینانه‌ای از تحولات آن‌ها داشت. جهان صنعتی به طور مداوم در حال متناسب سازی بنیان‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود با این دو محور و حذف و تضعیف سایر محورها است. از اینجاست که عظیمی به عنوان یک اقتصاددان دیدگاهی جامع و البته متفاوت نسبت به ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی پیدا می‌کند.[1]
  • در چارچوب مکتب فکری عظیمی عاملی خارج از توسعه و به عبارتی تمدن سازی جدید نیست. به عبارت روشن‌تر او معتقد است تمدن جدید همه شالوده‌ها و بنیان‌ها را تغییر می‌دهد، پس در این فرآیند هر متغیر، نهاد، ساختار و ... جای خود را در پازل توسعه و تغییرات گذر تمدنی دارد. به عبارتی اگر همه چیز در فرآیند توسعه تغییر می‌کند، پس هر مورد و هر تغییری به توسعه مرتبط می‌شود.
  • از ویژگی های برجسته عظیمی داشتن یک مکتب فکری بود بطوریکه این توانایی ها همواره داشت تا اولاٌ هر موضوع اعم از اقتصادی و غیر اقتصادی در پازل مکتب فکری توسعه ببیند و ثانیاٌ ارتباط و قانون مندی های میان این مجموعه عوامل را به یمن مطالعات قبلی، شناخت اقتصادی اجتماعی جهانی و ایران شناسایی و یا تشخیص اولیه دهد. بارها در جلسات کاری و مباحثات ملاحظه کردم حتی مباحثی را که دیگران از عظیمی مطالعات بیشتری داشتند به راحتی با مفهومی نو و در چهارچوب همه متغیرهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می دید.
  • به راحتی برای هر موضوعی به دیگران وقت می داد و مشتاقانه دانشجویان را هدایت و تشویق می کرد.
  • در حسین عظیمی چه در زمان دانشجویی و چه همکاری هیچگاه نشانه ای از غرور ندیدم و بالعکس تواضع و اشتیاق به آموزش در ایشان زیاد بود.
  • کافی بود از عظیمی سوالی می شد، آنگاه اشتیاق، بی تابی و دلسوزی او برای پاسخگویی آشکار می شد.
  • معمولاً  هر پاسخ حسین عظیمی به سوال کننده ما را وارد دنیایی کاملا نو و متفاوت از اندیشه قبلی امان می کرد. دنیایی هم علمی و هم انسانی. در نوشته های ایشان نیز همین روش علمی انسانی رعایت می شود. شاید درست این باشد که مکتب عظیمی را مکتب علمی-انسانی یا مکتب علمی-انسانی توسعه بنامیم. 
  • تاکید می شود عظیمی را باید از دو دیدگاه شناخت در غیر اینصورت به طور کامل و به درستی نمی توانیم او را بشناسیم و از دانشش استفاده کنیم.

 اول اینکه دکتر حسین عظیمی ضمن تسلط و شناخت تئوری های علمی جوامع دیگر، خود دارای مکتب فکری خاصی بود که منبعث از شناخت واقعیات و قانونمندی های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران بود. دوم اینکه عظیمی انسانی به شدت اخلاقی و نه تنها متعهد به سرنوشت کشور بلکه به همه مراجعین، دانشجویان و ... بود.

  • عظیمی مطالعات مناسبی در مورد ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور داشت؛ لذا در چارچوب تحلیلی خود همان متغیر، مسئله یا نظریه را که در محل پیدایش از جمله دنیای صنعتی بررسی کرده بود در بستر اقتصاد ایران از جنبه‌های (ظرف و قالب اجتماعی[2]) فرهنگی، اجتماعی و سیاسی تحلیل و بررسی می‌کرد. سؤال او این بود که آیا قانونمندی‌ها و عوامل موثر این مسئله در شرایط "متفاوت در حال گذر ایران" همان نتایج را به ارمغان خواهد آورد یا خیر؟ ضمناً عظیمی مطالعات مناسبی از شرایط مختلف جامعه ایران داشت که در ترکیب با شناخت تئوری‌ها می‌توانست تبیین و تعاریف جدیدی نیز ایجاد کند. به ویژه این که در قالب نظریه توسعه جامع او، رابطه هر متغیر اقتصادی یا غیراقتصادی با سایر عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را در فرآیند توسعه بررسی می‌کرد. از این رو عظیمی در تحلیل‌هایش به تفصیل به آثار عواملی چون نهاد رسانه‌های جمعی، مراکز تحقیقات، قوه قضائیه، آموزش و پرورش، فرهنگ، بودجه، نهاد سیاسی و غیره بر یکدیگر و اقتصاد و توسعه توجه داشته و به بررسی و تبیین آن‌ها برای توسعه ایران می‌پردازد.
  • عظیمی معتقد است که ما در حال حرکت از یک تمدن به تمدن دیگر هستیم و در این جریان تغییر تمدنی، مفاهیم مورد استفاده ما تلفیقی از مفاهیم سنتی، مبهم و غیر علمی و حتی تقلید نادرست از جوامع صنعتی است؛ لذا وظیفه اصلی متخصصین در ابتدا باز تعریف این مفاهیم و واژه‌شناسی آن است. [3] می‌گوید: "نگرش ما به مفاهیم نگرشی علمی نبوده و غیر دقیق است. در عین حال می‌دانیم که در تحلیل نهایی، اندیشه و تفکر است که بر زندگی ما حاکم می‌شود. اندیشه و تفکر هم در قالب مفاهیم قابل شکل‌گیری و بیان است. اگر مفاهیم غیر دقیق باشد، اندیشه و تفکر ما دچار مشکل خواهد شد و اگر چنین شود الزاماً زندگی ما دچار مشکل خواهد گردید. یعنی تأکید می‌کنم که به نظر بنده ما در مورد مفاهیم دچار مشکل هستیم. به این معنی که هنوز اهمیت بحث و بررسی دقیق مفاهیم را آن گونه که باید درک نکرده‌ایم و لذا بدون توجه به محتوای واقعی و علمی، این مفاهیم آن‌ها را در زندگی روزمره به نحو گسترده به کار می‌بریم. بعد هم که دچار مشکل شدیم که حتماً می‌شویم، تعجب می‌کنیم که چه شد که دچار مشکل شدیم؟ ما که حسن نیت داشتیم، تلاش فراوان کردیم، زحمت زیاد کشیدیم، باز هم مشکل حل نشد ... و لذا باید برای حل مشکل به دنبال اندیشه و تفکر و به دنبال مفاهیم بازگردیم و به این صورت، لازم می‌نمایدکه در همه مفاهیم مرسوم جامعه تردیدکنیم[4]. "
  • تواضع دکتر حسین عظیمی نسبت به دانشجویان و کارکنان و مراجعین زبانزد بود.
  • سرکلاس های درسش دانشجویان آزادانه هر سوال را ارایه می کردند و چه راحت با سوالات مختلف دیدگاه های او را حتی نقد کرده و به مخالفت می پرداختند و عظیمی علاوه بر توان بالای علمی با احترام فراوان به آن ها پاسخ می داد. ویژگی های اخلاقی عظیمی بسیار ممتاز بود.
  • دکتر عظیمی نگرش عمیقی نسبت به جنبه های مختلف فرهنگ ایران داشت بطوریکه در نوشته های مختلف او شدت علاق او به آثار مادی و معنوی فرهنگ کشور مشهود است. او ضمن توجه به جنبه های لازم جدید فرهنگی،  نگران تضعیف بخش های هویتی فرهنگ کهن کشور بود. شرط اصلی او این بود که برای توسعه باید دو اصل انسان محوری و عمل محوری را در فرهنگ خود تقویت کنیم ولی هر جا فرهنگ ما با این دو محور همخوانی نداشت با حفظ اصل هویت مستقل فرهنگی جامعه ایرانی نسبت به تغییر و اصلاح آن ها اقدام کنیم.

در همین رابطه می بینیم که در مورد معماری کهن ایران گفته است: این درحالیست که وقتی به معماری تمدن کهن ایرانی و " به معماری سنتی ایران می‌نگریم و مثلاً پا به خانه‌های بازسازی شده کاشان، چون خانه بروجردی، طباطبایی و عباسیان می‌گذاریم خود را در میان بخشی قابل توجه از رمز و راز زندگی کهن ایران می‌یابیم، مثلاً می‌بینیم که برای رسیدن، باید از کوچه های نسبتاً باریک با دیوارهای گلی عبور کرد، و در این عبور نمی‌توان اثری عمده و قابل توجه از شکوه و عظمت معماری نهفته در بطن این خانه‌ها را ملاحظه کرد. پس از گذر از این نوع کوچه‌هاست که به در و سردر نسبتاً ساده این خانه‌ها می‌رسیم. قدم در هشتی ورودی می‌گذاریم و حالا با آرامش،‌ جزئی محدود از زیبایی درون خانه در اختیارمان قرار می‌گیرد ولی هنوز جزئی بسیار ناچیز و محدود که شاید نباید غافلگیرمان کند! بعد وارد دالآن نسبتاً دراز، کمی باریک، پر پیچ و خم، و با شیبی ملایم می‌شویم. ناگهان پا به داخل حیاط می‌گذاریم. اکنون زیبایی خیره کننده فضاسازی حیاط با حوض آب بزرگ و درخت کاری‌ها و نماسازی‌های اطراف خانه به ناگاه خود را می‌نمایانند. در یک  لحظه انسان منکوب می‌شود و انسان مغلوب شده در همین لحظه با چه آرامشی این شکست غرور انسانی خود را می‌پذیرد و با چه سکون و لذتی در زیبایی این محوطه مسکونی غرق می‌شود. حالا اول کار است…این همه سیر و سیاحت در مظاهر معماری و خانه‌سازی تمدن کهن ایرانی است که انسان را به اندیشه و تفکر وامی‌دارد که آیا شخصیت واقعی انسان ایرانی نیز پر رمز و راز نیست؟...

  • دکتر عصاری از خویشاوندان عظیمی تعریف می کند که تعدادی از جوانان آران در یکی از مساجد خواستند دکتر عظیمی در باره حضرت ابوالفضل(ع) سخن بگوید. عظیمی ضمن ارایه توضیحاتی تاکید کردند که ویژگی های حضرت برای یک جامعه دینی و اخلاقی بسیار مهم است و باید جامعه ایران در تقویت این خصائل و  تقویت فرهنگی آن ها به عنوان یک سرمایه دینی و فرهنگی کوشا باشد.

 

  • از سال 1381 به بیماری سرطان مبتلا شده بود و نیاز به استراحت داشت ولی بر خلاف توصیۀ پزشکان، دوستان و خانواده به عنوان معاون سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و رئیس مؤسسۀ عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی مشغول به کار شد.
  • در کنار نگرش عظیمی به علم اقتصاد، نگاه به جامعه و انسانها از جایگاه خاصی در روش‌شناسی او برخوردار است. قطعاً علاقه دکتر عظیمی به وضعیت کنونی و‌ آتی جامعه خود انگیزه فراوانی برای تلاشهای او ایجاد کرده بود. تأکید او بر حفظ هویت خودی تک تک افراد جامعه حکایت از نگاه انسانی او بود.
  • عظیمی به کاربردی و بومی‌کردن علم اقتصاد توجه و اهتمام داشت، شخصیتی مسئولیت‌پذیر و اخلاق‌گرا بود. با دیگران مهربان و صمیمی برخورد می‌کرد و در عین حال روحیه‌ای دل پذیر و امیدوار داشت. ساده بود و ساده صحبت می‌کرد، گرم و صمیمی، و اخلاق پاک و خودمانی سنتی روستایی را حفظ کرده بود. تا زمانیکه بحث علمی را آغاز نمی‌کرد، نمی‌شد در پوشش، رفتار و گفتارش اثری از جایگاه علمی و مقام و غیره دید و حتی هنگام بحث نیز صمیمانه برخورد می‌کرد. علیرغم جایگاه استادی، سوابق و توان بالای علمی همیشه به بحث‌های اقناعی روی می‌آورد و ساعت‌ها برای مخاطبین و دانشجویانش عاشقانه وقت می‌گذاشت تا پاسخی قانع کننده و علمی ارائه کند. دغدغۀ توسعه کشور و منافع اجتماعی آن بر منافع شخصی او سایه انداخته بود.

 

  • دکتر عظیمی در نگرش فلسفی خود جامعة مطلوبی را مد نظر قرار می‌داد که دانش اقتصاد تنها بخشی از آن را می‌تواند تأمین کند. بنابراین به همتاهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در ساختن این جامعه بهتر (جامعه توسعه یافته) توجه می‌کرد.
  • عظیمی نگرانیهای خود را نسبت به هویت انسانی و اجتماعی جامعه همه جا مطرح می‌کرد. «در تمدن جدید اصل بر برابری، آزادی و اصالت فرد است و هویت یگانة هیچ انسانی نباید مورد تهاجم قرار گیرد. اگر این تهاجم صورت گیرد، تمدن جدید قابل ساخته شدن نیست. ظرفیت تمدن جدید متکی بر تک تک انسانهاست. یعنی اگر ما بتوانیم شرایط شکوفایی انسانهایمان را فراهم کنیم، توسعه در کشور ما هم اتفاق خواهد افتاد و اگر نتوانیم، اتفاق نخواهد افتاد.»[5]
  • علاوه بر ویژگیهای دکتر عظیمی در روش شناسی علم اقتصاد که او را به عنوان یک نظریه‌پرداز و صاحب مکتب اقتصادی معرفی می‌کند. تأثیر ویژگیهای شخصیتی ایشان نیز در کنار او به انسان‌ها و جامعه انسانی در شکل‌گیری نگرش و مکتب منتخب او بسیار مهم می‌باشد. به طور اجمال ویژگیهای مهم شخصیتی دکتر عظیمی را اعم از آنهایی که خود درک نموده و یا دوستان و آشنایان اظهار داشته‌اند برمی‌شمارم: 1- علاقه به سرنوشت جامعه 2- فروتنی و تواضع در مقابل افراد مختلف با درجات کاملاً متفاوت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی 3- هوش سرشار 4- صمیمیت در رفتار 5- گذشتن از منافع و فرصتهای شخصی برای ایجاد منافع و فرصت برای جامعه 6- علاقه فراوان به تدریس و انتقال دانش و آموخته‌های خود به دیگران 7- خلاقیت و نوآوری 8- توان ساده‌سازی مفاهیم پیچیده 9- نه خود کم‌بین و نه مغرور 10- شجاعت در ارائه نظریات 11- اعتقاد به برابری انسانها و احترام به تک تک آنها 12- ترجیح منافع ملی به منافع شخصی.

 

  • " عظیمی این‌گونه تحلیل و نتیجه‌گیری می‌کند: اقتصاد ما در صد سال گذشته نه تنها همواره دچار ضعف و بحران بوده، بلکه هیچ‌گاه (به جز چند سال، آن هم به دلیل عواملی خارج از اقتصاد) قدرت تأمین نیازهای مردم را نداشته است. یعنی اگر مجموعاً سال‌های 1352 تا 1360 را استثنا بگیرید در تمام سال‌های باقیمانده صد سال گذشته وضعیت اقتصادی ایران همیشه این گونه بوده که مردم زحمت فراوانی می‌کشند ولی نهایتاً نتیجه این تلاش و زحمت، یعنی تولیدی که حاصل می‌شود محدود است و برای تأمین نیازها کفایت نمی‌کند و لذا مردم در محرومیت باقی می‌مانند. همچنین بررسی‌های مقایسه‌ای بازدهی اقتصاد ایران در مقایسه با کشورهای توسعه‌یافته از 1.5 درصد تا حداکثر 8 درصد را نشان می‌دهد. "به همین دلیل است که برای مثال در صنعت قالیبافی 35000 ساعت کار خودمان را که مربوط به دنیای سنتی است با 16 ساعت کار نوین دنیای صنعتی عوض کرده‌ایم."  به این چه باید گفت؟ این محرومیت‌ها ناشی از چیست؟ سؤال این است که چرا داستان ما در ایران همان داستان "بازی با حاصل جمع صفر" است، و حاصل تلاش‌های فراوان مردم، مدیران و مسئولین ما بسیار محدود!؟ برای مثال، امسال) سال 1381(بر اساس برآوردها سوئیس 40 هزار دلار تولید سالانه خواهد داشت و ایران 1500 دلار، بحث توسعه مطالعه و بررسی پیرامون این تفاوت عظیم است. بحث توسعه، تغییرات کوتاه مدت یا تغییرات درآمد ملی نیست، اقتصاد کلان روی این تغییرات بحث می‌کند. ولی اقتصاد توسعه به شما می‌گوید که این شکاف عظیم چرا وجود دارد. یعنی ما چرا 1500 دلار در سال تولید سرانه داریم و سوئیس 40 هزار دلار در سال تولید سرانه دارد؟ و راه حل‌ها چیست؟ [در عین حال باید تاکید کرد که در این شرایط، حل مشکلات اقتصادی ایران وابسته به داروها و غذاهای تزریق شده قبلی نیست. به عبارت دیگر، نمی‌توان امیدوار بود که مثلاً با بهبود وضعیت در بخش نفت و تأمین چند میلیارد دلار، مسائل ما حل شود، یا نمی‌توان با گسترش بیش‌تر دانشگاه به این مهم دست یافت، سیاست‌های پولی و مالی تازه نیز نخواهند توانست این مشکل را حل کنند. این راه‌حل‌ها، تماماً در شرایط خاص ایران ما آزموده شده‌اند و مرض را درمان نکرده‌اند. نه این که این عوامل مهم نیستند، نه، بحث این است که بیمار ما از مشکلات اساسی‌تری رنج می‌برد که قدرت جذب صحیح این داروها را ندارد، پس تجویز این داروها آثار لازم را در سالم‌سازی اقتصاد ایران بر جای نمی‌گذارد. ".

 

  • البته عظیمی بارها شباهت یا قرابت دیدگاه خود را با دیگر مکاتب فکری و نظرات سایر دانشمندان خارجی تایید می‌کند، ولی همواره تاکید می‌کند ساختار و تحلیل‌های نهایی نظرها متعلق به خودش است. ولی به ندرت در مقالاتش به منابع و مأخذ ارجاع می‌دهد و همچنین به دنبال چاپ مقاله‌های خود در مجله‌های علمی داخلی و بین‌المللی که اخذ امتیازهای آن برای هر استاد و محققی مهم است، نبود؛ و حتی تلاش برای چاپ مقاله‌های مشترک با دانشجویانی که راهنما یا مشاور پایان‌نامه دکتری و فوق‌لیسانسشان بود، نکرد. برای پاسخ به این سؤال متن یکی از مصاحبه‌های ایشان ارایه می‌شود: "سؤال: آیا این عامل که جنابعالی اشاره کردید به نگرش‌های"وبری"[6] نزدیک نیست که عامل تحول را بیشتر فرهنگی می‌داند؟ پاسخ دکتر عظیمی: تصور بنده این است که باید در این نوع بحث‌ها در حد ممکن از ذکر اسامی اشخاص احتراز کرد. بنده در اکثر بحث‌هایی که با رسانه‌های گروهی عمومی یا تخصصی دارم کمتر به اسامی دانشمندان اشاره می‌کنم و برای این کار دلایلی هم دارم. البته باید اشاره کنم که در تفکرات علمی همه انسان‌ها وابسته به گذشتگان می‌باشند... اگر اشاره می‌کنم که شاید بهتر باشد در مقطع فعلی به اسم دانشمندان زیاد متکی نشویم، نه به این معنی است که دِینی را که به متفکران قبلی داریم، نباید ادا کنیم... اولاًٌ در دهه‌های اخیر در جامعه ما نگرشی پیدا شده که بر اساس آن، طرح نظریه علمی موقعی قابل قبول است که حتماً با یک اسم خارجی همراه باشد... فرضاً در زمینه تدریس دانشگاهی ممکن است این ایده وجود داشته باشد که چون آخرین مدل ماشین بهترین است، آخرین کتاب چاپ شده در فرنگ هم بهترین کتاب است و باید آن را یافت و تدریس کرد... واقعاً جای تأسف است که اگر یک استاد ایرانی نظریه‌ای را مطرح می‌کند باید حتماً برای اعتبار بخشیدن به حرف‌هایش بگوید که فلان استاد خارجی هم همین حرف‌ها را زده‌اند و آن وقت حرف استاد ایرانی قابل شنیدن شود و آن وقت می‌شود بحث را جدی گرفت. شاید همین روحیه است که در خیلی از زمینه‌ها اجازه نداده به کنه و اساس مطلب پی ببریم و مسئله را بفهمیم و شاید به این دلیل است که در اکثریت موارد فقط محملی شده‌ایم برای انتقال غیر پویای ایده‌های خارجیان. نه به علم آن‌ها را پی برده‌ایم و نه توانسته‌ایم خودمان به دستاوردهای علمی برسیم...به هر حال به نظر می‌رسد که به خصوص در گفتارها و نوشتارهایی که مخاطبینی وسیع‌تر از تعدادی استاد و محقق دانشگاهی دارد، بهتر است که بحث را بدون ذکر نام پیش ببریم. در این زمینه گاهی به دوستان به شوخی عرض می کنم که شاید بهتر باشد وقتی کتب خارجی را به فارسی ترجمه می کنیم، اسامی نویسندگان کتاب را نیز ترجمه کنیم. مثلاٌ به جای آن که در روی جلد کتاب ترجمه شده اسم خارجی مولف را بنویسیم و مثلاً بگوییم که کتاب نوشته آقای بلک، براون، اسمیت  و ...است، بنویسم کتاب نوشته آقای "سیاه"، "قهوه ای"، "آهنگر" و ...است. این نکته به این مفهوم نیست که ما برای دانشی که در خارج از ایران ایجاد شده و توسعه پیدا کرده ارزش قائل نشویم، قطعاً باید اندیشه و شناخت علوم را ارج گذاریم. دانش یک پدیده جهانی و انسانی است. دانش مرزجغرافیایی نمی شناسد، ولی روحیه فوق روحیه غیرعلمی است. روحیه ای است که اسم خارجی می دهد و لذا اگر اسم را ترجمه می کردیم حالا اسامی فوق قابل مقایسه با اسامی ایرانی مثلاً با اسامی جورابچی، صابون چی، ساعتچی، و ... خواهد شد. تازه خواهیم فهمید که آن ها هم مثل ما هستند و هاله تقدس به اسم آن ها متصل نیست. علم و شناخت علمی به زحمت، تلاش، صبر و حوصله و آشنایی و تسلط به روش علمی وابسته است، نه به اسم و نه به محل جغرافیایی خاص... اما دلیل دوم احتراز اسم دانشمندان مربوط می شود به این که معمولا ما شناخت تفصیلی و دقیقی از آراء و اندیشه های علمای مغرب زمین نداریم و بدون آشنایی دقیق به اسامی اشاره می کنیم. در حالی که، این
/ 0 نظر / 52 بازدید