138- نقش آموزش و پرورش در توسعه از دیدگاه زنده یاد دکتر حسین عظیمی

 

بسمه‌تعالی

 

به یاد نظریه‌پرداز توسعه اقتصادی که آموزش و پرورش را بر جایگاهی در خور برکشید

 

آشنایی من با زنده یاد دکتر عظیمی به سال‌های نخستین پیروزی انقلاب اسلامی و شور و حال حاکم بر کارشناسان سازمان برنامه و بودجه سال‌های 60 و 1361 برمی‌گردد. زمانی که معدود کارشناسان معتقد به جمهوری اسلامی و باقی مانده در دستگاه‌های دولتی با تمام توان محدود خود سعی در متقاعد کردن مسؤولان ناآشنای آن زمان به ضرورت برنامه‌ریزی اقتصادی و سرو سامان دادن به جریان تخصیص منابع و طرح‌های نیمه تمام به ارث مانده از رژیم گذشته داشتند. در آن زمان ایشان در دفتر بهداشت و درمان مسئولیت برنامه‌ریزی را بر عهده داشت و مسئولیت مشابهی را من در دفتر آموزش و پرورش سازمان عهده‌دار بودم. بنا به ماهیت وظایف، غالباً همراه یک دیگر در جلسات کارشناسی معاونت امور اجتماعی وقت سازمان برنامه و بودجه (به مسؤولیت آقای مسعود روغنی زنجانی و بعد آقای محمد ستاری‌فر) شرکت می‌کردیم. رفتار انسانی و توام با فروتنی ایشان را که با برخوردی علمی به نقد نظرات همکاران و ارائه مشورتهای سازنده می‌پرداخت هرگز فراموش نمی‌کنم. این همراهی ادامه داشت تا نخستین لایحه برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که در سال 1361 به تصویب هیأت وزیران رسید و توسط مهندس میر حسین موسوی به مجلس شورای اسلامی تقدیم شد و بررسی آن در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس به درازا کشید. آن زمان دکتر عظیمی به عنوان عضو ستاد برنامه (و بودجه) برای بررسی و اصلاح لایحه پیشنهادی دولت به صورت فعال در جلسات آن کمیسون شرکت می‌کرد و مباحث مطرح شده در آنجا را در جلسات کارشناسی معاونت امور اجتماعی به بحث می‌گذاشت. تقارن آن ایام با تشدید عملیات جنگ تحمیلی، محدودیت های مالی و انسانی و کاهش شدید قیمت نفت خام زمینه‌ای فراهم آورد که آرمان‌گرایی انقلابی با واقعیات روز رو در رو قرار گیرد و نظریه دکتر عظیمی درباره تنظیم برنامه‌های توسعه با نگرش علمی و تأکید بر برنامه‌های کلیدی حداقل در داخل دستگاه برنامه‌ریزی گوش شنوا پیدا کند. در آن زمان به هدایت ایشان تنظیم برنامه‌ای در دست اقدام قرار گرفت که براساس حداکثر استفاده از ظرفیت‌های موجود و پرداختن به عواملی که استفاده بهینه را از پربهاترین عوامل تولید میسر می‌سازد پایه‌گذاری شده بود. در واقع این رویکرد نشأت گرفته از همان نظریه توسعه ایشان است که در کتاب مدارهای توسعه نیافتگی (ص 178) معرفی می‌کند: «توسعه اقتصادی فرایندی است که طی آن مبانی علمی و فنی تولید از وضعیت سنتی به وضعیت مدرن متحول می‌شود». و در آن زمان، سالهای میانی دهه 1360، نگرش علمی حکم می‌کرد که ما ابتدا از آنچه در اختیار داریم حداکثر بهره‌برداری را به عمل آوریم، سپس به دنبال سرمایه‌گذاری در پروژه‌های بزرگ دیگر برآییم. نتیجه این کار که البته در سطح سیاست‌گذاران مقبول نیفتاد و به اجرا گذاشته نشد تهیه گزارش‌های کارشناسی برای غالب بخش‌های اجتماعی ـ اقتصادی بود که تحت دو عنوان «گزارش اقتصادی بخش ... سالهای 1350ـ 1363» و «بررسی ظرفیت و نرخ بهره‌برداری از آن در بخش ... طی سال‌های 62 ـ 1366» در سال‌های 1363 و 1364 در سازمان برنامه و بودجه تهیه شد و در مرکز مدارک علمی و انتشارات سازمان می‌توان اثری از آنها یافت.

پس از این تجربه، و با واگذاری مسؤولیت معاونت امور اجتماعی سازمان برنامه و بودجه به آقای دکتر ستادی‌فر، کوشش آقای دکتر عظیمی در زمینه نهادسازی و ایجاد ظرفیت کارشناسی در سازمان برنامه و بودجه متمرکز شد. تأسیس دوره کارشناسی ارشد اقتصاد توسعه با همکاری برخی دانشگاه‌های مستقر در تهران (که محصول دوره‌های نخستین آن بدنه مدیریت میانی این سازمان را استحکام بخشیده است) و تأسیس مؤسسه عالی پژوهش در برنامه‌ریزی و توسعه و برگزاری دوره‌های متنوع آموزش‌های کوتاه مدت برای تقویت نیروی کارشناسی سازمان برنامه و بودجه ثمره این دوره از فعالیت‌ها بود. اما این همکاری دوام نیافت. پس از بازنگری قانون اساسی و تغییر دولت و شروع ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی و آغاز دورانی که به سازندگی معروف شده، تفاوت دیدگاه‌های نظری در زمینه توسعه کشور بارزتر شد و ایشان سازمان برنامه و بودجه را ترک گفت، و مجال بیش‌تری یافت که نظریه‌های خود را درباره توسعه، بدون وابستگی به سازمان‌های اداری و سیاسی، بیان کند.

مرور مجدد آثار مکتوب ایشان و آنچه در نشست‌های مختلفی در طول بیست سال گذشته حضوراً از ایشان دریافت کرده‌ام مرا مجاز می‌دارد که آن زنده یاد را به عنوان نخستین دانشمند و نظریه‌پرداز ایرانی علم اقتصاد دوران معاصر که در دفاع از آموزش و پرورش پایه و آموزش توسعه‌ای نظریه علمی ارائه کرده است معرفی کنم. مستندات این نظر را می‌توان در سراسر آثار ایشان درباره توسعه ارایه کرد:

در ص 178 کتاب مدارهای توسعه نیافتگی عوامل پنجگانه توسعه اقتصادی را بر می‌شمارد و آنها را به 1) انباشت سرمایه، 2) آموزش‌های مناسب توسعه‌ای، 3) فرهنگ مناسب، 4) مدیریت و نظام اقتصادی مناسب و 5) حفظ ثبات نظام تقسیم می‌کند و تأکید می‌کند که توسعه اقتصادی مجموعه به هم پیوسته‌ای است و تحقق آن مستلزم سلامت تمامی اجزای این مجموعه است. سپس توسعه را به درختی سالم تشبیه می‌کند که دو عامل اول مواد مغذی لازم برای رشد آن، عامل سوم به عنوان ریشه و عوامل چهارم و پنجم به عنوان ساقه و شاخه و برگ درخت عمل می‌کنند و ثمره درخت برطرف شدن فقر، حصول استقلال و خوداتکایی و تأمین اقتصادی و اجتماعی برای مردم است. اما در دنباله مطلب تأکید می‌کند که عامل دوم و سوم با اتکای به جنبه پرورشی آموزش ابتدایی و راهنمایی حاصل می‌شود: «... اگر به واقع دنبال توسعه اقتصادی جامعه هستیم، یکی از جاهایی که باید قویاً و وسیعاً مورد توجه باشد مدارس ابتدایی و راهنمایی است. در اینجاهاست که باید پول خرج کرد، منابع تخصیص داد، نیروی انسانی دلسوز را در مدارس به کار گمارد، به زندگی و به تعلیم و تربیت معلمان رسیدگی کرد و مدارس را به محل‌هایی تبدیل کرد که کودکان با ذوق و شوق به آنجا سرازیر می‌شوند» (ص 189 همان کتاب)

«مدرسه باید احترام به آزادی بیان، حس نظم‌پذیری جمعی، احترام به حقوق دیگران را در وجود کودک رشد دهد و اگر مدرسه نتواند به این مهم دست یابد توسعه اقتصادی جامعه ما سامان نخواهد گرفت». (ص 189 همان کتاب).

«... پس یکی از استراتژی‌های ویژه برای توسعه اقتصادی این است که به سراغ مدارس برویم ... حتی اگر لازم باشد برای مدتی از پروژه‌های بزرگ چشم بپوشیم ...» (ص 191، همان کتاب)

کسانی که با جو حاکم بر سالهای پایانی دهه 1360 و اوایل دهه 1370 آشنا هستند می‌دانند چقدر این پیام‌های دلسوزانه برگرفته از علم و تجربه با نگرش‌ها و راهبردهای حاکم بر توسعه کشور در تضاد بود و بی‌اعتنایی به آنها چگونه سبب شده است که کشور پس از اجرای سه‌برنامه‌ توسعه به جای ثمره‌های شیرین توسعه به شرحی که آن زنده یاد تعریف کرده بود، با تلخی‌ها و ناکامی‌های ناشی از پایین بودن بهره‌وری نیروی کار و سرمایه، فقر معنوی و مادی، بیکاری و عصیان‌های اجتماعی دست به گریبان بوده و آثار نامطلوب آن در وزارت آموزش و پرورش بیش از همیشه محسوس باشد.

همیشه بر ایرانیان خرده گرفته‌اند که از نظریه‌پردازی غفلت کرده‌اند. زنده یاد دکتر عظیمی کوشید این نارسایی را در حد توان برطرف کند. او با آخرین اقدام خود در برگزاری‌ همایش «چالش‌ها و چشم‌اندازهای توسعه ایران» در ماه‌های پایانی سال 1381، که شاید تنش‌های ناشی از این کار بزرگ هم در محروم ماندن کشور از نعمت وجود او بی‌تأثیر نبوده باشد، برای کلیه کسانی که در راه سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی برای توسعه کشور تفکر و فعالیت می‌کنند، به ویژه برای فرهنگیان، مسئوولیت ادامه این راه را به یادگار گذاشت. باشد که با پرداختن متعهدانه به ادامه راه او، با دعای خیر کسانی که براثر کار بست نظریه‌های او به رفاه می‌رسند، وسیله سپاس‌گزاری و قدردانی از آن خردمند را فراهم آوریم.

 

 

                                          عبدالحسین نفیسی

کارشناس و پژوهشگر برنامه‌ریزی و اقتصاد آموزش و پرورش                                     23 اردیبهشت 1382

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگی‌نامه شادروان مرحوم دکتر حسین عظیمی (آرانی)

 

شادوران دکتر حسین عظیمی در سال 1327 در شهرستان آران کاشان که در آن زمان یکی از دهستانهای  حاشیه کویر بود در خانواده‌ای کشاورز و با وضعیت اقتصادی متوسط به دنیا آمد. طبیعی است که نوع کشاورزی منطقه، همانند سایر خصوصیات این منطقه از کشور، دارای محدودیت آب، تنوع کشت، ساختار نسبتاً بسته اجتماعی، دور بودن از تحولات سیاسی، زحمت و تلاش فراوان، بازدهی محدود، فقر نسبتاً چشمگیر و به نحوی بی‌دفاعی در مقابل صاحبان حکومت و ثروت بود.

            تحصیلات ابتدایی را از 5 سالگی در زادگاه خود شروع کرد، سیکل اول دبیرستان را در آران و سیکل دوم را در رشتة ریاضی در شهر کاشان گذراند. پس از پایان تحصیلات دوره دبیرستان، در رشته اقتصاد دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد و فوق‌لیسانس خود را در رشته اقتصاد توسعه در همین دانشگاه با رتبة ممتاز پشت سر گذارد. ارتباط فرهنگی بین دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و دانشگاه آکسفورد موجب شد تا ایشان بعنوان برترین دانشجو برای ادامه تحصیل در دانشگاه آکسفورد بورس شود. در ابتدا در دانشگاه آکسفورد دوره‌ای را طی نمود که به نوعی دورة فوق‌لیسانس در تحقیق علوم‌اقتصادی نامیده می شد که اساساً به فلسفه علوم‌اجتماعی می‌پرداخت. سپس در همان دانشگاه در رشته اقتصاد توسعه دوره دکتری را طی کرد. موضوع رساله دکتری ایشان رابطة رشد اقتصادی، توزیع درآمد و فقر در علم اقتصاد با تکیه بر مسائل ایران بود. قبل از عزیمت به انگلستان و ادامه تحصیل، اولین دوره کارآموزی خود را در سال 1345 و 1346 در سازمان برنامه و بودجه سابق شروع کرد و اشتغال رسمی خود را در سال 1348 در موسسه توسعه و تحقیقات اقتصادی دانشگاه تهران ‎آغاز نمود وحدود سه سال در این موسسه مشغول به کار بود و همزمان با پایان دوره کارشناسی ارشد در سال 1349 اولین تدریس دانشگاهی خود را انجام داد. در سالهای 1354 تا 1356 به اشتغال رسمی در موسسه برنامه‌ریزی ایران که تحت پوشش دوگانه سازمان برنامه ایران و سازمان ملل متحد بود درآمد.

            مرحوم دکتر عظیمی پس از دریافت درجه دکتری و بازگشت به ایران تا سال 1368 در سازمان برنامه و بودجه در رده‌های کارشناسی، مشاور و معاونت دفتر، رئیس دفتر و عضویت در ستاد مرکزی برنامه بودجه به فعالیت مشغول بود. پس از خروج از سازمان، به عنوان عضو هیات علمی و مدیر گروه اقتصاد دوره دکتری دانشگاه آزاد اسلامی به امر تدریس و تحقیق پرداخت و همزمان در سایر دانشگاههای کشور نیز به تربیت دانشجویان اشتغال داشت. وی در کنار فعالیت اصلی خود به عنوان مشاور در صنایع بزرگ کشور کار کرد. در سال 1381 همزمان با ادغام موسسه عالی پژوهش در برنامه‌ریزی و سازمان مدیریت دولتی به عنوان اولین رئیس موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی کشور انتخاب شد و در مدت کوتاهی که در این موسسه بود منشاء خدمات علمی مهمی گردید.

            دکتر حسین عظیمی همة ویژگیها و صفات یک  معلم خوب را داشت. دانش سرشار، تسلط و احاطه کافی بر مفاهیم و مبانی دانش اقتصاد، تواضع و فروتنی و مردم‌داری، آگاهی به مسائل اجتماعی، دغدغه و دلسوزی نسبت به سرنوشت کشور و مردم و تعهد علمی و اجتماعی از جملة این ویژگیهاست.

            ایشان علاوه براینکه به روشهای تحلیل کمّی اقتصاد تسلط داشت، اقتصاد را به عنوان یک دانش پیچیدة اجتماعی خوب خوانده و خوب درک کرده بود بطوری که در تحلیل‌های نظری و کاربردی خود و حتی در تدریس نظریات به همة عوامل به واقع تاثیرگذار بر اقتصاد در همة حوزه‌های اجتماعی توجه داشت و آن را منظور می‌کرد. لذا در هر موضوعی که وارد می‌شد آن موضوع را فراتر از یک یا چند رابطة سادة حسابداری یا تعادلی می‌دید و نکاتی ارایه می‌کرد که در تحلیلهای دیگر کمتر یافت می‌شود. در هر موضوعی که وارد می‌شد حرفهای علمی زیادی برای گفتن داشت. در هر مقاله‌ای که منتشر می‌کرد حرف و نکتة جدید ارایه می‌کرد. همة لحظات کلاسهای درس و سخنرانی‌های ایشان غیرتکراری و آموزنده بود. لذا به قطع می‌توان گفت که وی از معدود اقتصاد دانانی بود که تولید دانش اقتصاد را در کشور یک ضرورت می‌دانست لذا به تحقق این مهم همت گماشت و به جای حرف‌ها و تحلیل‌‌های  سطحی و کلیشه‌ای با درک عمیقی که از تئوریهای اقتصادی و وضعیت کشور داشت آموزه‌های خود را به صورت تولیدی و بومی ارایه می‌کرد. وجود نکات محوری بسیار دقیق در مورد موضوعات اساسی اقتصادی در تحلیل‌ها و نوشته‌های وی به خوبی به این مطلب گواهی می‌دهد. ارایه درسهای بسیار پربار اقتصاد ایران و توسعه در دوره‌های کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاههای تربیت مدرس، تهران، علامه‌طباطبایی و آزاد از خدمات به یاد ماندنی ایشان است. ارتقاء سطح دانش اقتصاد به‌طور عام و اقتصاد توسعه به‌طور خاص در کشور به واقع مرهون آموزه‌ها و نوآوریهای ایشان است. از خصوصیات بارز ایشان این بود که مسائل را عمیق می‌دید و برای مشکلات تحلیل‌های ریشه‌ای و مبنایی ارایه می‌کرد، در عین‌حالی که تحلیل کمّی می‌دانست همة عوامل اقتصادی را در تحلیل‌های خود منظور می‌کرد و حتی مسائل را فراتر از حوزة اقتصادی تحلیل می‌کرد. لذا همة این خصوصیات و خدمات از ایشان چهره‌ای اندیشمند ساخته بود.

            تواضع، ادب و فروتنی از دیگر ویژگی‌های بارز ایشان بود. رفتار و برخورد وی با دانشجویان، مردم، اساتید و مسئولین تماماً بر همین اصول اخلاقی ممتاز مبتنی بود. لذا این خصوصیات اخلاقی در کنار دانش سرشار ایشان از وی چهره علمی و دانشگاهی ساخته بود، بطوری که دانشجویان به خاطر برخوردهای علمی و اخلاقی ایشان از درسهای وی لذت می‌بردند.

            دکتر عظیمی درک عمیق و خوبی از مسائل اجتماعی داشت. سرنوشت کشور، وضعیت مردم، منافع ملی دغدغه‌های اصلی ایشان بود. لذا در هر شرایطی به عنوان یک دانشگاهی متعهد و دلسوز نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را با دلسوزی به مقامات و مسئولین ارائه می‌کرد و اگر تشخیص می‌داد که برای مصالح ملّی و منافع جامعه و مردم باید حرفی بزند و تحلیل ارایه کند صادقانه و به‌دور از حب و بغض‌های شخصی و گروهی مطرح می‌کردند. اظهارنظر علمی و عمیق ایشان در بسیاری از مسائل متبلابه جامعه در سالهای اخیر گویای این حقیقت بود که ایشان روی مسائل محوری اقتصاد کشور دغدغه دارند و روی آنها فکر می‌کنند و بسیاری از مسائل و مشکلات موجود ایشان را رنج می‌دهد.

            او به عنوان فرزند برخاسته از کویر تمام همت و تلاش خود را مصروف سربلندی و آبادانی کشورش کرد و علی‌رغم زندگی بی‌دغدغه‌ای که خارج از مرزها برای او و خانواده‌اش فراهم بود هیچگاه در خدمت به وطن تردیدی از خود نشان نداد. او حتی در جایی می‌فرماید: «سالهای 72-1371 به دعوت دانشگاه آکسفورد انگلستان به عنوان استاد مدعو به این دانشگاه رفتم و مدتی را با خانواده در آنجا زندگی کردم و نهایتاً ترجیح دادم به کشور خود بازگردم و علی‌رغم همه مشکلات در آب و خاک وطنم و در آغوش فرهنگ و فضای ایرانی زندگی کنم.»

            دکتر عظیمی در پذیرش مسئولیت اداره موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی در حالیکه با سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد نشان داد که مقدرات کشور و تدوین برنامه‌های به واقع توسعه‌ای برای ایشان از سلامت فردی مهمتر است و به همکاران آموخت که پرداختن به امور سرنوشت‌ساز و گام برداشتن در جهت منافع ملّی برای دانشگاهیان از همة امور مهمتر است و داشتن دغدغه‌های اجتماعی و احساس تعهد و دردمندی در مقابل مشکلات مردم و جامعه جزء تفکیک‌ناپذیر شخصیت نخبگان فرهیخته جامعه است.

            اعتقاد راسخ به نخبگان و فرهیختگان جامعه یکی از ویژگیهای بارز دکتر عظیمی به شمار می‌رفت. یکی از دغدغه‌های بزرگ وی در دوره مسئولیت جدیدش ایجاد نهادی در جهت ارج نهادن به ایده‌های نخبگان به دور از هرگونه نگرانی از تفکرات آنها بود. وی در فرازی در این زمینه می‌فرماید: «وقتی صحبت از نخبگان می‌شود، مقوله‌ای جدا از انتصاب را باید توجه کرد، نخبه کسی است که دانش، تخصص، جامع‌نگری و از تجربه کافی بهره‌مند باشد.» باید بلد باشیم از نخبگان جامعه استفاده کنیم مثلاً نمی‌شود به سراغ متفکری رفت و مشورتی خواست ولی شرایطی فراهم کرد که اگر آن متفکر با صداقت علمی به بحث پرداخت و مشاوره داد، از چشم مسئولان و بزرگان بیافتد و هزار مشکل برایش درست شود و کاری کنیم که تامین زندگی عادی هم برای او مشکل باشد و نهایتاً مجبور شود از کشور برود.»

«باید کمک کرد تا پیشکسوتان علمی جامعه مشخص و شناخته شوند، باید جایگاه ویژه این پیشکسوتان را به رسمیت شناخت و...» «هیچ جامعه‌ای بدون شخصیت‌های ملّی و مورد احترام نمی‌تواند به زندگی با عزت دست یابد. جامعه نیازمند بزرگانی است که مورد احترام همگان باشند و بزرگی را فقط با انتصاب به پست و مقام به دست نیاورده باشند».

            فعالیت فرهنگی مرحوم دکتر عظیمی به گونه‌ای بود که تا امروز چندین هزار صفحه کتاب، مقاله و نتایج تحقیق

/ 0 نظر / 70 بازدید