120- گره های ناگشوده صنعت ایران- میزگرد

برای دریافت فایل گزارش به لینک زیر مراجعه نمایید:

http://noormohamadi2004.persiangig.com/document/sanat-gereh.pdf

-------------------------------------------

 

عنوان مقاله: گره های ناگشوده صنعت ایران (میزگرد تدبیر درباره) (7 صفحه)
مصاحبه شونده : خلعتبری، فیروزه
مصاحبه شونده : رحیم زاده اسکویی، رحیم
مصاحبه شونده : بهشتی، مرتضی
مصاحبه شونده : عظیمی، حسین
مصاحبه شونده : مردوخی، بایزید
چکیده :
کلمات کلیدی :
تدبیر » شماره 15 (صفحه 7)
میزگرد تدبیر دربارهء: گره‏های ناگشودهء صنعت ایران

(به تصویر صفحه مراجعه شود) (به تصویر صفحه مراجعه شود)

شرکت‏کنندگان در میزگرد

-خانم دکتر فیروزه خلعتبری- دکترای اقتصاد از انگلستان- کارشناس مالی

-آقای دکتر رحیم رحیم‏زاده‏ اسکویی-دکترای اقتصادی اجتماعی از آلمان-کارشناس مشاور سازمان‏ مدیریت صنعتی و استاد دانشگاه

-آقای مرتضی بهشتی فوق‏ لیسانس اقتصاد و کارشناس مسایل‏ اقتصادی

-آقای دکتر حسین عظیمی‏ دکترای اقتصاد توسعه از انگلستان و استاد دانشگاه

-آقای بایزید مردوخی-فوق‏ لیسانس اقتصاد و کارشناس مسایل‏ صنعتی

بخش اول اشاره:

مشکلات امروز صنعت ایران چیست؟شاید نخستین مطلبی که برای پاسخ به ذهن می‏آید این باشد که کدام صنعت؟صنایع کوچکی که‏ جنبه کارگاهی دارند؟صنایع دستی،صنایع‏ روستائی،صنایع سبک یا صنایع سنگین‏ و اصولا آیا طرح این پرسش کلی امکان دارد به پاسخی درست،کامل و همه‏جانبه‏ بیانجامد؟بعید است که هیچ کارشناسی به‏ این پرسش پاسخ مثبت دهد.

بنابراین برای رسیدن به پاسخی مناسب‏ و درست باید مشکلات را دسته‏بندی کرد و اصل مشترک‏هائی را که در همه صنایع‏ است،بدست آورد و توضیح داد تا بتوان به‏ نتیجه رسید.

براین‏اساس در این میزگرد تلاش شده‏ است تا با دسته‏بندی عمده‏ترین مسایل‏ و مشکلات فعلی صنعت که بخش عمده‏ای از صنایع ما با آنها دست به گریبانند،این‏ مشکلات و چگونگی ایجاد آنها به بحث‏ و گفتگوی کارشناسان شرکت‏کننده گذارده‏ شود.

آنچه در پی می‏آید چکیده‏ای از این‏ گفتگوی سه‏ساعته است که طی آن آقای‏ اسکوئی نگرشی بر اقتصاد ایران و اثر آن روی‏ صنعت داشت.خانم خلعتبری به بحث در زمینه مسائل مالی در صنعت ایران‏ و سیاست‏های مالی پرداخت،آقای بهشتی‏ تاثیر قوانین در صنعت را برشمرد آقای‏ مردوخی ساختار تولید صنعتی را به بحث‏ نهاد و آقای عظیمی نیز صنعت و اقتصاد ایران‏ را از دیدگاه تئوریک مطرح ساخت.

امید است این میزگرد بتواند آغازی برای‏ یک بحث جدی و فراگیر در این زمینه باشد که حاصل آن به رفع نابسامانیها و ایجاد شرایط مناسب برای جهشی صنعتی‏ بیانجامد.

«تدبیر»

اسکوئی:در مباحث مربوط به توسعه صنعتی‏ ایران ما معمولا به دو استراتژی برخورد می‏کنیم‏ که من اسامی خارجی آنها را می‏گویم و بعد توضیح می‏دهم.یکی استراتژی‏ ASSOCIATION و دیگری استراتژی‏ DESOCIATION است.استراتژی اول پیشنهاد می‏کند که ایران برای صنعتی شدن باید جذب‏ بازار بین المللی سرمایه‏داری شود و برای جذب به‏ بازار بین المللی سرمایه‏داری هم دو سیاست‏ پیشنهاد می‏شود که گاهی به صورت مجرد و در ایران به صورت مکمل باید پیاده شود:سیاست‏ جانشینی واردات (IMPORT SUBSTITU-

تدبیر » شماره 15 (صفحه 8)

( TION و سیاست توسعه صادرات EXPORT ) ( POROMOTION ،درصورتی‏که استراتژی‏ DESOCIATION پیشنهاد می‏کند که ایران‏ برای صنعتی شدن باید با مناسبات‏ ASYMIMETRY یا نامتجانس بازار بین المللی‏ سرمایه‏داری قطع رابطه کند.برای قطع رابطه با این بازار و یا به‏عبارتی‏دیگر،نفی تقسیم کار بین المللی و خودداری از مشارکت در مناسبات‏ وابستگی،سیاستی را که بین اجزای آن یک‏ رابطه ارگانیک وجود دارد،به این شرح پیشنهاد می‏کند:

1-استفاده از منابع موجود محلی و تکیه بر آن

2-بسط تکنولوژی‏های موجود و کشف‏ تکنولوژی‏های درون‏زا

3-تولید صنعتی کالاهای مصرفی به صورت انبوه‏ (به خاطر اینکه نمی‏خواهد مردم گرسنگی‏ بکشند.)

4-ساخت صنایع برای تولید وسائل تولیدی‏ برنامه 5 ساله اول کشور 1368-1372 استراتژی ASSOCIATION با دو سیاست‏ جانشینی واردات و توسعه صادرات را برای‏ صنعتی کردن ایران برگزیده است و روی آن کار می‏شود.

حال پیش از ادامه توضیحاتم از سرکار خانم‏ دکتر خلعتبری می‏خواهم که با توجه به اهمیت‏ مسائل ارزی در این زمینه‏هائی که عرض کردم‏ سیاست‏های ارزی کشور را تشریح کنند تا روشن‏ شود که این سیاست‏ها چه تاثیری در این دو استراتژی می‏تواند داشته باشد.

خلعتبری:برای پاسخ من می‏خواهم کمی به‏ عقب‏تر برگردم و موضوع را این‏طور توضیح دهم‏ که درواقع ارز یک منبع مالی برای صنعت است، مثل همه بخش‏های دیگر اقتصاد.و وقتی از این‏ دید صحبت می‏کنیم چه در سیاست جذب شدن‏ در بازارهای بین المللی،چه در سیاستی که‏ میخواهد بر اقتصاد خود تکیه کند،شما نیاز دارید پولی داشته باشید که دنیا قبولش دارد. البته در موردی که اقتصاد می‏خواهد بر خود تکیه‏ کند،دست‏کم برای کوتاه‏مدت شما مسائل ارزی‏ را دارید.منتها مسئله‏ای که باید قبل از مسائل‏ ارزی دیده شود،این است که آیا ما اصلا مسئله‏ مالی داریم یا نه؟«مالی»که می‏گویم به صورت‏ عام است،یعنی نقدینگی در صنعت ما مطابق‏ تولید ما می‏چرخد یا نه؟و از طرف دیگر،اگر مسائل مالی داریم از کجا باید آن را تامین کنیم؟ ارز فقط به آن قسمتی مربوط می‏شود که ما با خارج ارتباط پیدا می‏کنیم،آن هم به‏ صورت‏های خیلی نامشخص.در مورد مشکل مالی‏ داشتن مسلما می‏توان با همه آمار و ارقام نشان‏ داد که صنعت ما مشکل مالی دارد،چه از نظر نقدینگی و چه از نظر ورود منابع به آن.اگر شما (به تصویر صفحه مراجعه شود) *اسکویی:در مباحث مربوط به توسعه صنعتی معمولا به دو استراتژی برخورد می‏کنیم.

استراتژی اول پیشنهاد می‏کند که ایران برای صنعتی شدن‏ باید جذب بازارهای بین المللی سرمایه‏داری شود و استراتژی دوم‏ پیشنهاد می‏کند که برای صنعتی شدن باید با مناسبات نامتجانس‏ بازار بین المللی سرمایه‏داری قطع رابطه کرد.

سیر سرمایه‏گذاری در صنعت را نگاه کنید می‏بینید که از 1360 تابه‏حال سیر نزولی‏ داشته است.و با رقم‏هائی که وجود دارد،در سال 68 سرمایه‏گذاری بر روی ماشین‏آلات‏ نسبت به محصول ناخالص ملی ما کمتر از 5/1 درصد بوده است.درواقع وقتی به رقم ثابت نگاه‏ می‏کنید،یعنی تقریبا اصلا سرمایه‏گذاری‏ نمی‏کنید.یعنی همه چیز دارد مستهلک می‏شود. متاسفانه یک بینش عمومی پیدا شده که ما تصور می‏کنیم تمام مسئله ما نبودن ارز است.واقعا این‏ طور نیست برای اینکه اگر مسئله نبودن ارز باشد،با مراجعه به خارج،چه به صورت‏ سرمایه‏گذاری،چه بصورت مشارکت یا حتی‏ وام‏گیری مستقیم می‏توانید مسئله ارز را تامین‏ کنید.مسئله‏ای که صنعت ما دارد همپا نشدن‏ تولید با نیازهای اقتصاد و توسعه است،وگرنه ما واقعا مسئله ارزی نداریم.دولت هم که هرگز ندیده که مسئله واقعی صنعت ما چیست،روی‏ سیاست‏های خاص ارزی تاکید کرده است.نگاهی‏ به این چند سال نشان می‏دهد که ما تابه‏حال دو نوع سیاست داشته‏ایم.

یکی تا آبان 1368 است که تقریبا همیشه نرخ‏ ارز را ثابت گرفتیم،ولی واقعیت این است که هیچ‏ کار دیگری هم در کنار ثابت بودن نرخ ارز نکردیم.یکی از 68 به بعد است که یک‏دفعه‏ تصور بر این شده که ارز را باید در اختیار همه به‏ قیمت گران بگذاریم و درواقع به این نکته توجه‏ نکرده‏ایم که صاحب صنعت ما با ارز گران چه‏ می‏خواهد بکند؟

درواقع وقتی ما صحبت از صنایع‏ می‏کنیم و می‏گوئیم کمبود منابع‏ است آن‏وقت ارز باید به شکل‏ دیگری توزیع شود.بهرحال سیاست کلی این‏ است که بیائیم ارز را به صاحب صنعت بدهیم، بدون توجه به این نکته خیلی مهم که این ارزی که‏ ما داریم می‏دهیم اول:از کجا دارد می‏آید و دوم‏ اینکه آیا می‏توانیم جایش بگذاریم و یا پس بدهیم‏ یا نه؟هیچکدام از این دو نکته در سیاست جدید دولت درنظر گرفته نشده است.نرخ ارز البته‏ موضوعی فرعی است که بعدا می‏توان درباره‏اش‏ صحبت کرد.

مردوخی:دکتر اسکویی اشاره‏ای داشتند به دو نوع استراتژی و من ترجیح می‏دهم در این مورد حرف بزنم.استراتژی پیوندزدایی از بازار جهانی‏ به‏عنوان یک استراتژی ممکن مطرح شد و فرمودند که استراتژی توسعه صنعتی دوتا است‏ یکی ASSOACTION (ادغام در بازار جهانی)و یکی DESOCIATION (پیوندزدائی از بازار جهانی)وقتی این‏دو در کنار هم مطرح‏ می‏شود به نظر می‏رسد که گوئی هردو در شمار استراتژی‏های ممکن هستند و من می‏خواهم روی‏ استراتژی دوم انگشت بگذارم و بگویم به دلایلی‏ که خواهم گفت این استراتژی دوم ممکن نیست. البته به آن معنا نیست که بگوئیم استراتژی اول را به صورت ادغام دربست و کامل و با پذیرفتن همه‏ مسائلی که بازار جهانی بر اقتصاد ما صادر و تحمیل می‏کند،قبول کنیم.

پیوندزدائی از بازار جهانی برای یک کشور با اقتصاد نفتی که ناگزیر است درآمد ارزشی‏اش‏ را از همان بازار جهانی تهیه کند،با کشورهائی که می‏توانند دیواری دور خودشان بکشند و بدون چشمداشت

تدبیر » شماره 15 (صفحه 9)

از بازار جهانی ولو اینکه ترجیح داده باشند از لحاظ تکنولوژیک توسعه پیدا نکنند،بسیار متفاوت است.ما به لحاظ اینکه یک کشور صادرکننده نفت هستیم،آن گزینه دوم را نداریم‏ و درنتیجه مساله این خواهد بود که ارتباط با بازار جهانی(دوست ندارم از کلمه ادغام استفاده‏ کنم)چگونه ارتباطی باید باشد.این ارتباط باید آگاهانه و مطابق منافع و مصالح اقتصادی کشور و مردم ما باشد که بتوان از آن به عنوان یک‏ استراتژی ممکن صحبت کرد.

دراین‏صورت است که گزینه‏هائی که تحت‏ عنوان استراتژی جایگزینی واردات و توسعه‏ صادرات در برنامه 5 ساله انتخاب شده نیز مطرح‏ می‏شود.تاکنون از گزینه‏های نامطلوب به‏طور آگاهانه استفاده نکرده‏ایم و لا اقل در مورد بخش‏ صنعت یک ربع قرن اخیر ادغام در بازار جهانی را بدون آگاهی پذیرفته‏ایم.اما برمی‏گردم به‏

*بهشتی:با توجه به نقشی که در توسعه مشارکت مردم در فعالیت‏های اقتصادی قائلیم،یک‏ وظیفه اساسی این است که به‏ روشن کردن موضوع مالکیت و تعیین حدود و ثغور آن بپردازیم. *مردوخی:ما ناگزیر با یک دوره‏ انتقالی وابستگی شدید بخش‏ صنعت به واردات از خارج روبرو هستیم و این دوره در هر شرایطی‏ که پیش آید،یک دوره بحران‏ساز است.

استراتژی توسعه برنامه 5 ساله که به بقیه مسائلی‏ که خواهم گفت مربوط است.

در این برنامه برای توسعه صنعتی کشور، استراتژی دوگانه جایگزینی واردات و توسعه‏ صادرات انتخاب شده است.البته جایگزینی‏ واردات یک سیاست جدید نیست و سابقه‏ای 30 ساله دارد و در برخی زمینه‏های کالاهای مصرفی‏ (به تصویر صفحه مراجعه شود) بیش از 90%به جایگزینی واردات رسیده‏ایم. در زمینه جایگزینی کالاهای واسطه‏ای که آنهم‏ موج دوم این استراتژی است حرکت سالهاست‏ شروع شده اما هنوز ثمراتش کاملا عاید نشده و همین موضوع یکی از دلایل‏ وابستگی شدید صنعت ما به‏ ارز است و موضوع دیگر هم وضعیت صنایع‏ سرمایه‏ای کشور است که کارهائی که کرده‏ایم‏ هنوز به ثمر نرسیده است.

بنابراین ما ناگزیر با یک دوره انتقالی‏ وابستگی شدید بخش صنعت به واردات از خارج‏ روبرو هستیم و این دوره در هر شرایطی که پیش‏ آید،یک دوره بحران‏ساز است.یعنی اگر ما هشت‏ سال جنگ و محاصره اقتصادی هم نمی‏داشتیم، نوسانات شدید بازار نفت هم نبود و به‏طورکلی‏ اگر وضع ما در مجموعه اقتصاد جهانی و هم‏چنین‏ از نظر داخلی یک وضع اقتصادی ملایم و بدون‏ (به تصویر صفحه مراجعه شود) نوسان‏های شدید بود،باز هم این مرحله از صنعتی شدن ما توام با بحران بود و می‏بایست‏ برای این دوره تدابیر استثنائی طراحی کرد،که‏ البته هر تدبیری که شما طراحی می‏کردید ناگزیر مقدار زیادی انتقاد به دنبال می‏آورد که‏ چرا این همه ارز باید به بخش صنعت داده شود.

شما می‏دانید که در برنامه 5 ساله توسعه‏ 7/33 میلیادر دلار برای بخش صنعت درنظر گرفته شده که هزینه ارزی هم سرمایه‏گذاری و هم‏ بهره‏برداری است و قرار است به مصرف برسد،در واقع هرسال 5/6 میلیارد دلار که متوسط سالانه‏ است.درحالی‏که بخش صنعت ما با همین‏ ظرفیت فعلی‏اش،اگر بخواهد یک نرخ‏ بهره‏برداری معقول از ظرفیت‏هایش داشته باشد به بیش از 5/6 میلیارد دلار فقط برای‏ بهره‏برداری احتیاج دارد.و برای سرمایه‏گذاری‏ ورود ماشین‏آلات و تکنولوژی جدید قطعا به‏ ارقام درشتی احتیاج خواهد داشت،با توجه به‏ اینکه‏ ما در طول 10 سال گذشته در مقابل هر 10 ریال سرمایه‏گذاری که در بخش صنعت انجام‏ داده‏ایم 15 ریال استهلاک صنعتی داشته‏ایم.

خوب این نشان می‏دهد که ما در بخش صنعت‏ کاری نکرده‏ایم که حالا منتظر ثمراتش باشیم.

بخش صنعت بخشی است که‏ قانون‏مندی‏های خاص خودش را دارد و برای‏ اینکه زیستمند باشد،باید از همه امکاناتی که‏ این قانون‏مندی ایجاب می‏کند،برخوردار باشد.ازجمله اینکه هم با منابع انسانی سطح‏ بالا و مناسب و هم با منابع مالی و فیزیکی مورد نیازش تغذیه شود.

تدبیر » شماره 15 (صفحه 10)

این دو تغذیه در بخش صنعت ما صورت‏ نگرفته،درنتیجه ساختار صنعتی اقتصادی ایران‏ را وقتی بررسی کنید،می‏بینید که بخش صنعت‏ (کارخانه‏ای)،سهمش در کل تولید ناخالص‏ داخلی اقتصاد ایران در اطراف 7%می‏گردد. بنابراین با اجرای برنامه 5 ساله،اگر موفق شویم‏ 7/33 میلیارد دلار هزینه ارزی این بخش را تامین کنیم و سایر تدابیر سیاسی را که در برنامه‏ پیش‏بینی شده اعمال کنیم،تازه در پایان برنامه‏ به یک وضعیتی خواهیم رسید که سهم بخش‏ صنعت از تولید ناخالص داخلی ایران می‏رسد به‏ چیزی در حدود 2/8%و شما ملاحظه کنید که این‏ همه بحث و سروصدا که در مورد صنعت وجود دارد،بر سر موجودی است که هنوز از خردینگی‏ بیرون نیامده است.

بنابراین اقتصاد ایران از نظر صنعتی یک‏ چنین ساختاری دارد.بقیه بخش‏های اقتصاد هم‏ که می‏دانید،مثلا 50 درصد را که سهم عمده‏ای‏ است،بخش خدمات دارد.پس اقتصاد ما فعلا یک اقتصاد خدماتی است و نمی‏توان از یک‏ اقتصاد صنعتی حرف زد.

بخش صنعت باید به‏گونه‏ای توسعه پیدا کند که‏ صادرات داشته باشد و بتواند قسمتی از هزینه‏ ارزی خودش را تأمین کند.اما ما به‏گونه‏ای اداره‏ نکردیم که بتواند صادراتی داشته باشد و لا اقل‏ روی یک پای خودش بایستد،نمی‏گویم اتکای‏ کامل به خودش داشته باشد و چنین چیزی در صنعت ما حالاحالاها مقدور نیست.در رابطه با این وضعیت است که ساختار تولیدی صنعتی که ما داریم،ساختاری است مصرفی و اگر سرمایه‏گذاری صنایع واسطه‏ای‏مان به ثمر برسد، در پایان برنامه 5 ساله می‏توانیم امیدوار باشیم‏ که این ساختار تاحدودی اصلاح شده است،ولی‏ هنوز ساختار عیوبی خواهد داشت.در پایان این‏ برنامه و در صورت رعایت اولویت‏های آن،صنایع‏ واسطه‏ای سهم بالایی از تولید صنعتی را به خود اختصاص خواهد داد،ولی صنایع سرمایه‏ای سهم‏ پائینی دارد و اگر الان صنعت ما نیازمند و وابسته‏ به خارج است،به دلیل کم‏کاری‏های چندین‏ ساله‏مان است.این مخلوقی نیست که ما امروز ارز خورش کرده باشیم.صنایع واسطه‏ای که باید تولید صنعتی را تغذیه کند،ایجاد نکرده‏ایم. صنایع سرمایه‏ای که باید احداث می‏شد،احداث‏ نشده و طبیعی است که هیچ قدرت متافیزیکی یا فوق بشری وجود ندارد که بیاید صنعت ما را از این حالت رها بکند،تا ما در بازار جهانی به‏ راحتی بتوانیم حرف بزنیم و نگران فشارها و الزامات بازار جهانی هم نباشیم.

بهشتی:با تغییری که در موضوع بحث‏ امروزمان پیش آمده فرصتی فراهم گشته است که‏ درباره مسئله مهمی که درحال‏حاضر گریبان‏گیر (به تصویر صفحه مراجعه شود) اقتصاد و صنعت ما است و اغلب نادیده گرفته‏ می‏شود و آن تأثیر قوانین حاکم بر اقتصاد و صنعت است،مبحثی را باز کنم با امید اینکه در آینده کارشناسان و محققان کشور ابعاد مختلف‏ آنرا به بحث و بررسی بگذارند و از این راه‏ کوششی در جهت هماهنگی مقررات ما با نیازهای صنعت و اقتصاد آغاز شود.

بطورکلی وقتی که ما استراتژی پیوند با بازارهای جهانی،بعبارت دیگر حضور فعال در این بازارها را برگزیدیم،لازمه‏اش این است که‏ رفتارها و عملکرد گذشته‏مان را بازنگری کنیم و به‏بینیم که آیا قوانین و مقررات کشور با این‏ استراتژی همساز هستند یا نه؟و می‏توانند اجرای‏ هدفهای ما را در آینده تسهیل کنند؟و اگر نیستند به تنظیم و تدوین قوانین مناسب‏ بپردازیم.

لازمه تدوین هر قانونی این است که ابتدا فلسفه و هدفهای آن تبیین شود و با فلسفه‏ها و استراتژیهای کلی همخوانی داشته باشد،تا براساس آن چارچوب مشخصی برای قانون مورد نیاز طراحی شود.طبیعی است اگر این فلسفه‏ها به‏درستی تدوین نشوند و نیازهای جامعه روشن‏ نشود قوانینی که تنظیم می‏شود با نیازها در تناقض بوده و ما را از هدفی که داشته‏ایم دور می‏کند.

ما امروزه در مسائل صنعت،با این تناقضات‏ زیاد برخورد می‏کنیم و باید کوشش مجدد در جهت رفع آنها بعمل آوریم.ما اصولا باید بپذیریم‏ که بخش صنعت ما از زمان شکل‏گیری تاکنون، یک بخش وابسته به دولت و سرمایه‏گذاری دولتی‏ بوده است.بنابراین اگر یکی از الزامات پیوند با بازارهای جهانی را،خصوصی شدن صنعت بدانیم‏ دراینصورت باید در فلسفه‏هایمان،دیدگاهایمان‏ و درنتیجه در قوانینمان تجدیدنظر کنیم.

ما قبل از انقلاب قوانین متناقض و دست‏وپاگیر زیاد داشتیم و دولت دخالت‏های بی‏شماری بر کار صنعت می‏کرد که من در اینجا وارد بحث این‏

*مردوخی:پیوندزدایی از بازار جهانی برای کشوری با اقتصاد نفتی که ناگزیر است درآمد ارزشی‏اش را از همان
/ 0 نظر / 77 بازدید