48-(تمام متن) نظریه توسعه اقتصادی حسین عظیمی نویسنده: دکتر محمد لشکری

 مشخصات کتاب: دکتر محمد لشکری، توسعه اقتصادی و برنامه ریزی(برای رشته های غیراقتصاد)، انتشارات دانشگاه پیام نور، 1388.

لینک دانلود فایل کامل کتاب:

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://noormohamadi2004.persiangig.com/document/toseh%20eghtesadi%20va%20barname%20rizi%28Dr.%20Lashkary%29.pdf

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برای مطالعه و یا دریافت فصل نهم کتاب تحت عنوان نظریه توسعه اقتصادی حسین عظیمی به قسمت زیر مراجعه نمایید:

فصل نهم

نظریه­ توسعه ­اقتصادی­ حسین­ عظیمی[1]

 هدف کلی هدف کلی فصل ­نهم آشنایی دانشجویان با نظریه توسعه اقتصادی حسین عظیمی است.

 

هدف های­ رفتاری

دانشجو پس از مطالعه این فصل قادر خواهد بود:

1.       توسعه اقتصادی  را از دیدگاه حسین عظیمی تعریف ­کند. 2.       انواع اصلی جوامع را نام ببرد. 3.       جامعه­ نوین را توضیح دهد. 4.       جامعه ­سنتی را توضیح دهد. 5.       جامعه ­ناپایدار را توضیح دهد.

 6.       سئوالات اساسی در بررسی جوامع ناپایدار را ذکر نماید.

7.       مبنای اصلی توسعه را بیان نماید. 8.       روش انتقال علم و فن در جامعه ­سنتی را توضیح دهد. 9.       روش کسب علم و فن در جامعه نوین را توضیح دهد. 10.   نوسازی فرهنگی و علمی­ نمودن آن را توضیح دهد. 11.   روش آزمایش و خطا را توضیح دهد. 12.   مشکل اصلی روش آزمایش و خطا را بیان نماید. 13.   روشی که تغییر  برنامه ریزی  شده را همراه با آزمایش و خطا به کار برده ­است را توضیح دهد. 14.    برنامه ریزی  توسعه را توضیح دهد. 15.   خصوصی­سازی و ” آزادی خواهی ­اقتصادی“  را توضیح دهد. 16.   مبانی ­اصلی در مکتب­ اقتصادی کلاسیک را توضیح دهد. 17.   چند تن از اقتصاددانان کلاسیک را نام ببرد. 18.   اصول بدیهی مکتب­ فکری کلاسیک را به ­طور خلاصه شرح دهد. 19.   مارپیچ توسعه در دنیای آکسیوماتیک سرمایه­داری کلاسیک را توضیح دهد. 20.   اصول بدیهی در رفتار اقتصادی در جوامع ناپایدار را توضیح دهد. 21.   شرایط اساسی لازم برای موفقیت  برنامه ریزی  توسعه را توضیح دهد. 22.   نقش فرهنگ و ایدئولوژی در توسعه اقتصادی را توضیح دهد. 23.   برخی از زمینه­ها که باید دچار تحولات ­اساسی ­گردند تا توسعه اقتصادی تحقق یابد را توضیح دهد. 24.   تناسب ساختار سیاسی را توضیح دهد. 25.   دو ویژگی ساختار سیاسی مناسب هدایت­ صنعتی را توضیح دهد. 26.   طبقه­بندی اجتماعی- فرهنگی مردم در جوامع ناپایدار را در نظریه ­حسین عظیمی  وضیح دهد. 27.   نقش طبقه ­اجتماعی- فرهنگی سنت­گرا در توسعه اقتصادی  را توضیح دهد. 28.   نقش طبقه اجتماعی- فرهنگی نوگرا در توسعه اقتصادی  را توضیح دهد. 29.   نقش محیط­ خارجی در توسعه اقتصادی را توضیح دهد. 30.   نقش ­وضعیت ­شناخت­علمی- کاربردی­ کشور در توسعه­اقتصادی را توضیح دهد. 31.   نقش تشکیل­­سرمایه و نیروی­انسانی متخصص در توسعه­اقتصادی را توضیح دهد. 32.   توان سازمان­دهی و مدیریت ­جامعه را توضیح دهد. 33.   دینامیسم تغییر را توضیح دهد.   9 . 1 مقدمه

حسین عظیمی (1327- 1382) اهل آران از روستاهای ­کاشان است. عظیمی کتاب­ها و مقالات متعددی در زمینه توسعه اقتصادی  دارد. مهم­ترین اثر وی در زمینه توسعه اقتصادی کتاب ” مدارهای توسعه­ نیافتگی در اقتصاد ایران“  است که به اختصار اقتصاد ایران نامیده می­شود. چاپ اول این کتاب در سال 1370 در 43 سالگی وی منتشر شد و تاکنون چندین بار تجدید چاپ شده ­است. از دیگر آثار وی می­توان به کتاب­های 1. ایران امروز در آینه مباحث­ توسعه، 2. ایران و توسعه، 3. سیاست اجتماعی در کشورهای در حال توسعه (ترجمه)، 4. مقدمه­ای بر اقتصاد سنجی (ترجمه)، 5. تورم راهنمایی بر بحران در تئوری اقتصادی معاصر (ترجمه) اشاره نمود.

   به­ گفته بسیاری از اندیشمندان عظیمی نظریه ­پردازی بود که ضمن آگاهی از علم اقتصاد، اقتصاد ایران را به ­خوبی می­شناخت و برای اصلاح آن تا حد امکان تلاش می کرد. مهم­ترین ویژگی­ عظیمی روحیه عدالت ­خواهی وی بود، عظیمی هرگز بر اساس میل صاحبان ­قدرت­ عمل نکرد. تأثیر اندیشه ­عظیمی بر برنامه­های توسعه اقتصادی  کشور و بر آراء نظرات اندیشمندان  دلسوز بر کسی پوشیده نیست. یادش گرامی باد (برنامه: 1383، شماره18).

  به­ نظر وی ادبیات موجود نشان می­دهد که مکاتب فکری مهم تفکر اجتماعی کوشیده­اند تا پدیده توسعه و عقب­ ماندگی جوامع را در چارچوب­های مشخص نظری مطالعه نمایند و فرضیات و قوانین ­علمی ذیربط متکی بر مکتب خویش را ارایه نمایند. علم اقتصاد نیز به عنوان یکی از پیشرفته­ترین شاخه های علوم اجتماعی در این زمینه کوشش فراوان نموده ­است.

  توسعه به ­مفهوم فرایندی خاص از تغییر و تحول که در نهایت محیط زیستی کاملاً نو و تازه برای مردم فراهم می­آورد و زندگی مرفه­تری را برای اقشار وسیع­تر جمعیت امکان­ پذیر می­سازد، پدیده­ای بسیار پیچیده ­است که تنها در صورتی می­تواند مورد مطالعه دقیق قرار گیرد که به ­عنوان واقعیتی” یکپارچه“ تلقی ­شود. به ­عبارت دیگر، به نظر می­رسد که مطالعه ­اقتصادی محض از فرایند توسعه، و به ­همین­ترتیب مطالعه محض اجتماعی، یا فرهنگی، یا سیاسی و یا حتی مطالعه محض تاریخی این پدیده نتواند فرایند پیچیده مورد بحث را به اندازه کافی روشن سازد. در نتیجه، مطالعه عظیمی که در اساس مطالعه­ای اقتصادی از فرایند توسعه است از برخوردی ” فراگیر“ استفاده می­کند و در حوزه­هایی بسیار فراتر از مرزهای تعیین شده، در علم اقتصاد مدرن گام می­نهد. در عین ­حال چارچوب نظری مورد بحث وی را که اساساً چارچوبی تاریخی و فراگیر است می­توان در مقوله تئوریک ”مکتب نوسازی“ قرار داد هر چند همان­گونه که خواهیم دید تعبیری که از این مکتب در بحث­های عظیمی آمده است تفسیری ویژه و خاص می­باشد.

 

9 . 2 تعریف­ توسعه

رشته­های مختلف ­علوم ­اجتماعی در خصوص­ تعبیر و تعریف­ توسعه، سعی بسیار نموده­اند با وجود این چنین به نظر می­رسد که تعریفی از این مفهوم که مقبول عام باشد هنوز در میان دانشمندان وجود ندارد. در نتیجه برای هر محققی در این رشته لازم است که قبلاً روشن ­نماید که مفهوم خاص مورد نظر وی از توسعه در تحقیقاتش چه می باشد. همچنین ضروری است که محققین توضیح­ دهند که چرا چنین مفهومی را برگزیده­اند. این توضیحات می­تواند از آشفتگی­های غیرضروری در خصوص مفهوم توسعه که در برخی از تحقیقات به چشم می­خورد جلوگیری نماید و به درک علمی این مفهوم کمک کند.

  عظیمی به منظور تعریف توسعه در چارچوب نظری مورد توجه خود، سعی کرده است که واژه توسعه را در محدوده بررسی­های علوم اجتماعی به­ کارگیرد. به ­علاوه، اضافه می­نماید که مفاهیم استفاده شده در علوم اجتماعی بر اساس تعریف ماهیتاًً مفاهیمی ” تاریخی و تجربی“ هستند. بنابراین به نظر می­رسد که توسعه یک واژه تاریخی و تجربی است و نه یک واژه فلسفی یا اخلاقی. به ­همین ترتیب، باید گفته شود که توسعه با چنین مفهومی نمی­تواند با لفظ ” خوب“ یا ”بد“ مورد قضاوت قرار گیرد. برای اجتناب از این قبیل داوری­ها باید به این مسئله که این­گونه قضاوت­ها تا چه حد ضروری و مفید هستند توجه نمود و ابتدا این نکته را درک کرد که توسعه باید به روش علمی تعریف و توصیف گردد. پس از آن این امکان پیش خواهد ‌آمد که چنین درکی را در برابر اصول اخلاقی مورد قبول یک فرد یا گروه مورد آزمایش قرار دهیم. بخش عمده­ای از آ‌شفتگی­های موجود در علوم اجتماعی از جمله در تعریف توسعه، می­تواند ناشی از کوششی تلقی ­گردد که سعی می­کند دو رهیافت کاملاً‌ متفاوت در مطالعه توسعه را با هم تلفیق نماید: رهیافت اول متعلق به زمینه علوم تجربی است، در حالی ­که دومی به محدوده فلسفه و اخلاق تعلق دارد. لذا می­توان گفت که درک مناسب ” علمی“ از مفهوم توسعه­ تنها هنگامی­ حاصل می­شود که مطالعه بتواند از دخالت فلسفه و اخلاق در بررسی اساساً تجربی و تاریخی پدیده توسعه احتراز نماید.

   با نگاه به ­مفهوم توسعه از دیدگاه تاریخی و تجربی کاملاً روشن است که این مفهوم به رویدادهای تاریخی­خاصی معطوف­ است. به­ عبارت دیگر به ­دلیل آن­که توسعه از دیدگاه علوم ­تجربی مفهومی­ تاریخی و عینی است، لذا اصولاً باید بتوان رویدادهای تاریخی ویژه­ای را که منشأ پیدایش این مفهوم بوده­اند کشف­ کرد. در این راستا دقت در تاریخچه پیدایش و تحول مفهوم توسعه دلالت بر این نکته دارد که رویداد یا رویدادهای مهم تاریخی که می­باید موجب ظهور مفهوم ­توسعه شده باشد می­تواند به روشنی در انقلاب صنعتی ردیابی ­شود. نکته در آن است که با ظهور انقلاب صنعتی عصر تاریخی نوینی در زندگی ابنای بشر آغاز می­شود. در کلام شایسته ” ­هابس“ در توصیف آغاز دوران صنعتی و عصر جدید مورد بحث می­خوانیم: اجازه ­دهید چند واژه انگلیسی را که در مدت زمان شصت­ سالی که این ­جلد کتاب با آن سر و کار دارد (1848-1789) ساخته ­شده و یا معانی جدیدی یافته است در نظر آوریم. برخی از این لغات عبارتند از صنعت، صنعتگر، کارخانه، طبقه ­متوسط، طبقه ­کارگر، سرمایه­داری، سوسیالیسم، این واژه­ها همچنین شامل اریستوکراسی (حکومت اشراف)، راه ­آهن، لیبرال، محافظه­ کار، دانشمند، مهندس، پرولتاریا ‌و بحران (اقتصادی) است. مطلوبیت­گرا، آمار، جامعه ­شناسی و بسیاری از اسامی علوم مدرن دیگر از جمله همین اصطلاحات می­باشند. ژورنالیسم، ایدئولوژی و تمام واژه­های ساخته­شده از این کلمات و یا جرح و تبدیل شده از آن و کلماتی چون ” اعتصاب“ و فقر دائمی از زمره همین مقوله­اند.

  تصور دنیای مدرن بدون این کلمات و یا بدون اشیا و مفاهیمی که این نام­ها برآن نهاده شده ­است، معیار اندازه­گیری عمق انقلابی است که در بین سالهای 1789 تا 1848 جریان داشت و در تاریخ بشریت از اعصار بسیار دور یعنی زمانی که انسان، کشاورزی، متالوژی، نوشتن، شهر و دولت را ابداع کرد موجب بزرگ­ترین تغییرات شد. این انقلاب جهان را تغییر داده ­است و همچنان به تغییر تمامی جهان ادامه می­دهد. این عصر تاریخی به ­طور هم­زمان در سرتاسر جهان آغاز نشد و در کشورهای مختلف نیز با سرعت مشابهی حرکت نکرد. در نتیجه می­توان یک فرایند نابرابر از تغییرات دورانی تاریخی را در نقاط مختلف ­جهان مشاهده نمود. این فرایند نابرابر از تغییرات بنیادی در کشورهای مختلف جهان، مدت زیادی ادامه یافت و منجر به ایجاد وضعیتی­گردید که در آن تغییرات اساسی موجب تمایز بین کشورهایی که در فرایند صنعتی شدن موفق شده بودند و آ‌نهایی که بسیار عقب­تر مانده بودند گردید. به ­نظر می­رسد که این تفاوت در بطن عواملی قرار داشته باشد که دسته­ بندی­های اخیر جهان به ” توسعه یافته“ و ”کمتر توسعه یافته“ را موجب شده­ است. بنابراین می­توان چنین نتیجه­گیری کرد که توسعه یک تحول دورانی تاریخی است که کشوری را از یک عصر تاریخی” قدیمی“ به جامعه­ای ”جدید و نو“ هدایت می­کند. می­باید به ­این نکته نیز اشاره­ گردد که عصر قبلی در تاریخ بشریت عصر جوامع کشاورزی است که مشخصه آن حاکمیت سنت و آمریت بود، و چون عصر جدید بنا به­ تعریف ” نوین“ تلقی می­شود لذا در مفهومی کلی می توان فرض ­کرد که مفاهیمی چون صنعتی شدن، توسعه و نوگرایی به رویدادهای تاریخی یکسانی اشاره ­دارند. ”توسعه­اقتصادی عبارت است از فرایندی که یک جامعه­سنتی را به یک جامعه­صنعتی تبدیل می­کند و طی آن فرایند مبانی فنی تولید از وضعیت سنتی به وضعیت مدرن متحول می شود“.

 

9 .3  انواع اصلی جوامع

عظیمی با توجه به برخورد نظری- تاریخی فوق از دو نوع جامعه کاملاً متمایز از هم صحبت می­کند: نوع اول جوامع نوین، صنعتی و توسعه یافته را در بر می­گیرد و نوع دوم مشتمل بر جوامع سنتی، کشاورزی و توسعه نیافته است. اما باید فوراً اضافه نمود که گروه دیگری از کشورها نیز وجود دارند. اینها جوامعی هستند که نه مدرن هستند و نه سنتی. جوامع مزبور علت وجودی خود را در این واقعیت یافته­اند که عصر مدرن در تاریخ بشریت، که عصر صنعتی ­شدن و نوگرایی است، یک عصر فراگیر بین­المللی است. بنابراین، عامل مزبور یعنی عصر تاریخی جدید تمامی جهان را تغییر می­دهد بدون اینکه اهمیتی داشته باشد که کدام بخش یا بخش­هایی از جهان در روند نوگرایی فعال هستند. در نتیجه کشورهایی که از قافله نوگرایی بسیار عقب­تر مانده­اند نمی­توانند کماکان نسبت به چارچوب ­سنتی ­کشاورزی خود وفادار باشند. آنها به ­علت آنکه تحت­ فشار غیرقابل مقاومت نیروهای تاریخی عصر نوین می­باشند چاره­ای ندارند جز آنکه تغییر یابند و به جامعه ­دیگری، که الزاماً مدرن، صنعتی و یا توسعه یافته نیست تبدیل شوند. این نوع سوم از جوامع، که می­تواند به عنوان ”جامعه گذرا“ و یا جامعه ناپایدار طبقه ­بندی شود شامل تمامی کشورهای کمتر توسعه یافته دنیای امروز خواهد بود. متعاقباً مورد بحث قرار خواهد گرفت. اما فعلاً بهتر است صحبت خود را چنین خلاصه کنیم که بر اساس چارچوب نظری مطرح شده در این بررسی می­توان از سه ­نوع جامعه مشخص و متفاوت زیر صحبت کرد:

1.      جامعه نوین 2.      جامعه سنتی 3.      جامعه ناپایدار

 

9 . 3 . 1 جوامع نوین

جوامع نوین آن دسته از جوامع می­باشند که در ورود و همگامی با عصر صنعتی موفق بوده­اند آنها تمامی مظاهر زندگی خود را تغییر داده­اند و این امکان برایشان به وجود آمده­است که از سطح زندگی بالاتری، علی ­رغم افزایش انفجارگونه جمعیت در مراحل ابتدایی ­صنعتی ­شدن، بهره­مند گردند. فرایند تغییر در چنین ­کشورهایی پدیده­ای کوتاه­مدت و هموار نبوده ­است. چندین قرن سپری گشته­ است تا این جوامع بتوانند تحولات معنی­داری در نوسازی­ جامعه خود ایجاد و این تحولات را نهادی نمایند. در این راستا تغییرات چشمگیری در وضعیت ­اجتماعی و سیاسی آنان به­ وجود آمده­ است. علاوه بر آن، و علی ­رغم چنین ­تغییرات عمده به ­نظر نمی ­رسد که این کشورها هم ­اکنون به  نقطه پایان فرایند نوگرایی خود رسیده باشند. تصویری کلی و بسیار ساده شده از این فرایند بلندمدت در جدول (9-1) نشان داده شده ­است. به ­علاوه مشخص است که این نوگرایی و این ­جامعه جدید، به ­معنی­حل و فصل تمامی مشکلات بشری در این کشورها نیست و لذا نباید توسعه را الزاماً مترادف با حل مشکلات، حتی در زندگی اقتصادی و مادی مردم این سرزمین­ها دانست. در هر حال آنچه در اینجا مورد تأکید است اینکه عصر تاریخی تازه­ای در زندگی انسان­ها مطرح است. این عصر تازه جوامع ­قدیمی را به ­زوال کشانیده و جوامعی تازه بنیاد نهاده ­است. این تحول اساسی الزاماً به­ معنی حل ­مشکلات نیست ولی به هر صورت بازگشت به­ جوامع قدیم (و یا حفظ شرایط موجود در جوامع ناپایدار کنونی) در دوران تاریخی نوین نیز ممکن نیست.

 

جدول 9- 1 تصویری کلی و ساده شده از تحولات نوین در طی قرون 15 تا 20

 در کشورهای پیشگام در فرایند صنعتی

 

 

رنسانس

 

آغاز محسوس دوران صنعتی

 

قرن اعتراض و آشوب اجتماعی

 

دوران اصلاح و بازسازی

 

-بازسازی فرهنگی، علمی، سیاسی، اجتماعی در جامعه

بنیان­گذاری­­­نظام­اقتصادی

سرمایه­داری محض

(لیبرالیسم­کلاسیک)

-انباشت­شدیدسرمایه

-

/ 1 نظر / 95 بازدید
پیام اسکندری

سلام از جنابعالی و استاد محمد لشکری سپاسگذارم.قطعا کاربرد این آثار برای مخصوصا دانشجویان غیر قابل انکار خواهد بود