برای مطالعه متن به ادامه مطلب مراجعه شود:


دکتر عظیمی نقطه اتکاء و بنیاد هر تمدن را اندیشه هایی اساسی می دانند که این اندیشه ها ظرفیت های آن تمدن را مشخص می سازند. ایشان صرف وجود ارزش ها را در یک تمدن کافی ندانسته و معتقدند باید نهادهایی در جامعه ایجاد شوند که اجازه دهند ظرفیت آن تمدن عملاً در اختیار مردم قرار گیرد؛ نهادهایی که بتوانند آن اندیشه را شکوفا کرده و جامعه را از ظرفیت های آن بهره مند سازند. در جریان شکوفایی یک تمدن تازه ، بصیرتی تازه ایجاد می شود که می خواهد تبدیل به یک تمدن جدید شود، پس با تمدن قدیم در تقابل و تعارض قرار می گیرد . ایشان فرایند توسعه را فرایند انتقال از یک تمدن به تمدن دیگری می دانند که بر اساس بصیرت و اندیشه ای جدید در حال شکل گیری است . بنابراین فرایند توسعه را فرایند تقابل و تعارض نهادها و زیرساخت های تمدن قدیم با اندیشه و بصیرت تمدن جدید دانسته و الگوی توسعه را روش های حل و فصل این تقابل ها تلقی می کنند.

( نکته مهم در فرایند توسعه این است که ) چه نهادهایی را باید متناسب کنیم تا بتوانیم از درصد بالاتری از ظرفیت جامعه استفاده کنیم و مشکلات کشور و مردم را در زمینه اقتصادی حل و فصل نماییم؟ در این خصوص بحث را با این نکته شروع می کنیم که ایده ها و اندیشه های اصلی تمدن جدید ، اندیشه های فرعی دیگری را در کنار خود دارند که چند موردی از آن ها را ذکر می کنیم . ما باید سعی کنیم نهادهای تأمین کننده ، تحکیم کننده و تضمین کننده این اندیشه ها را در جامعه بیابیم و بیندیشیم که چگونه می توان آن ها را تقویت کرد. چون اگر ما از ظرفیت استفاده نمی کنیم علت آن است که نهادهای مربوط به این اندیشه متناسب نیستند . تردیدی هم در این باره نباید داشت.

این اندیشه ها کدامند؟

(در ادامه) خلاصه برخی از اندیشه ها و اعتقادات در دنیای قدیم و در دنیای جدید (تمدن قبلی – تمدن فعلی) ارائه می شود.

جدول 1- برخی از اندیشه ها و اعتقادات در دنیای جدید ( تمدن قبلی – تمدن فعلی)

 

شماره

دنیای قدیم

دنیای جدید

1

اعتقاد فرهنگی به اشرافیت خونی/ نژادی ...

اعتقاد فرهنگی به اصالت فرد ( آزادی برابری )

2

اعتقاد به اصالت و قدرت مطلقه حاکمان و نجبا

اعتقاد به حکومت مردم و اصالت آرای عمومی

3

اعتقاد به مالکیت مطلق ساختار سیاسی

اعتقاد به تقدس مالکیت خصوص

4

فقر، تقدیر الهی برای عامه مردم است

رفاه و استفاده از مواهب مالی حق عمومی و همگانی است

5

ساختارهای اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، ساختارهایی بسته ، انحصاری و در اختیار نجباست

رقابت اصل اساسی زندگی در حوزه های مختلف اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی است

6

پیگیری نفع شخصی در امور اقتصادی مذموم است و مردم باید بر اساس فرامین و سنت کار کنند

پیگیری نفع شخصی در امور اقتصادی ، اصلی مقدس و خدشه ناپذیر است

7

فرامین حکومت و سنت تنظیم کننده امور زندگی است

قانون متکی بر آرای عمومی، وسیله ایجاد و ساماندهی زندگی است

8

سواد و دانش در انحصار طبقه اشراف است

سواد آموزی عمومی ، حقی عمومی و همگانی است

9

آموزش حرفه و فن در صحنه تولید و از طریق شاگردی صورت می پذیرد

آموزش حرفه و فن در مدارس فنی و حرفه ای سامان می گیرد

10

دانش فنی در صحنه تولید حاصل می شود و در ذهن استاد کار ذخیره می شود

دانش فنی در مؤسسات R&D حاصل می شود و در اختراعات و ابداعات ثبت شده و در ماشین آلات و خطوط تولیدی تجسم می یابد.

11

تولید ناشی از کار و زحمت پر مشقت انسانی و در معرض تهاجم همیشگی قوای قاهره طبیعی است

تولید ناشی از خلاقیت انسانی ، کار ماشین آلات و به دور از تسلط قوای قاهره طبیعی است

12

تولید معطوف به بازارهای محلی و خود مصرفی است

تولید متکی بر مزیتهای نسبی و معطوف به بازارهای منطقه ای و جهانی است

13

...

 

 

بنابراین در دیدگاه ایشان توسعه عبارت است از بازسازی کامل یک جامعه به ویژه از دیدگاه ایجاد نهادهای تازه ای که متناسب با بصیرت و اندیشه های مهم جدید باشد. در جریان این بازسازی و نهادسازی جدید، تمدنی تازه ایجاد می شود و نتیجه حاصله ، جامعه ای توسعه یافته خواهد بود که با ظرفیت های جدید خود، سطح رفاه را در جامعه ارتقا می دهد.

در نظر دکتر عظیمی اندیشه ها و بصیرت تمدن جدید، اندیشه برابری و علم محوری است که باید آن ها را تفضیلی کرده و برای تحقق آن ها نهادها و سازمان های لازم را ایجاد کرد.

برای تحقق توسعه اول باید آن اندیشه های اصلی بیان شده ، یعنی اندیشه برابری و اندیشه علم محوری را فهمید ، پذیرفت و فرهنگی کرد. بعد باید این اندیشه های اصلی را به این اندیشه های تفضیلی ، از جمله به اندیشه های مطرح شده در فوق تبدیل کرد و نهایتاً باید برای تحقق این اندیشه ها ، نهادها و سازمان های لازم را ایجاد کرد. البته این که می گوییم اول ، دوم ، سوم ، منظورمان تقدم یا زمان بندی نیست ، منظورمان شمارش سه قدم اصلی توسعه ای است.

اکنون باید به بحث نهادهای ضروری پرداخت . این نهادها را می توان به صور مختلف طبقه بندی و ارائه کرد. در زیر آن ها را در 15 مورد خاص طبقه بندی می کنیم و به نحو بسیار مختصر مورد بحث قرار می دهیم.

جدول شماره 2- نهادها و ساختارهای سازمانی تأمین کننده ، تحکیم کننده و شکوفا ساز تمدن جدید و لازم برای توسعه ایران در مقطع فعلی

ردیف

نام نهاد

ویژگی های اصلی توسعه ای لازم

1

نهاد حکومتی متکی بر دموکراسی

مشروعیت علم در امور علمی

مشروعیت آرای عمومی در امور غیر علمی

محدودیت دخالت های دولت

عدم تمرکز در تصمیم گیریها

مشارکت خلاق ، واقعی و شکوفای مردم

2

نهاد قضایی پاسدار حریم آزادی ها ی مردم

مستقل از دولت

مقتدر

قانون مند

کارا

سریع

ارزان

در دسترس عموم

3

رسانه های جمعی

مستقل از دولت

متنوع

فراگیر

آزاد

4

دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی

مستقل از دولت

معتبر

در اختیار صاحبان استعداد

5

احزاب سیاسی

مستقل از دولت

متنوع

فراگیر

محل پرورش نوآوران سیاسی

(سیاستمدران خبره )

6

مؤسسات نظریه پردازی، مجامع علمی و مؤسسات تحقیقاتی

مستقل از دولت

متنوع

آزاد و فقط محدود به حدود علم

محل پرورش دانشمندان

7

مؤسسات پژوهش های کاربردی (R&D)

 

مستقل از دولت

متنوع

فراگیر

محل پرورش نوآوران فنی(مخترعین)

8

مجامع و تشکیلات صنعتی ، تولیدی شرکت های سرمایه گذاری

مستقل از دولت

متنوع

دارای قدرت

محل پرورش نوآوران اقتصادی

9

ساختار بودجه دولت

متکی بر تولید اقتصادی جامعه

متکی بر کار مردم

قانونمند

متکی بر نگرش آینده نگری و مدیریت

علمی- فنی

10

نظام آموزشی عمومی

فراگیر

متکی بر هدف اصلی پرورش انسان های نو و اجتماعی کردن انسان ها

رایگان برای عموم

متکی بر نیروی انسانی ویژه وفضاهای آموزشی مناسب

11

نظام آموزشی فنی و حرفه ای

فراگیر

در ارتباط مستقیم با بافت اقتصادی جامعه محل عرضه نیروی انسانی ماهر

12

زیر ساخت های اقتصادی

شبکه بانکی گسترده

بازار سرمایه

مهار منابع آب و خاک

شبکه تأمین انرژی

تجهیزات وسیع تولیدی

پذیرفته بودن پیگیری سود در امور اقتصادی

13

زیر ساخت های اجتماعی

نظام حمایت های اجتماعی معقول و فراگیر

نظام بیمه های اجتماعی فراگیر

نظام بیمه های فردی فراگیر

14

نظام تشنج زدایی از روابط خارجی

سیاست خارجی معقول

نیروهای دفاعی کافی

اتحادیه ها و پیوندهای منطقه ای اقتصادی قوی

پیوندهای فرهنگی گسترده

15

نظام پیوستگی اقتصاد در جهان

عضویت مؤثر در سازمان های بین المللی

نظام گمرکی نسبتاً باز

نظام حمایت های اقتصادی

 

دکتر عظیمی این نکته را مورد تأکید قرار می دهند که توسعه یک فرایند بحران است و ما در ذات توسعه با بحران مواجهیم. چون یک سری نهادها و سازمان هایی که قبلاٌ جا افتاده اند ، اکنون کارکرد خود را از دست داده و با اندیشه جدید سازگاری ندارند. از نظر وی توسعه در واقع به مثابه تغییر دادن تمامی ساختار کیفی و کمی یک ساختمان است، در شرایطی که تمامی افراد در آن ساختمان ساکن هستند. اینشان اعتقاد دارند که توسعه پدیده ای نیست که در ذهن ما مطرح شده باشد، بلکه پدیده ای از دنیای واقعی است که با مطالعه آن ، قانونمندی های آن را استخراج می کنیم و آن گاه در طراحی فرایند توسعه از آن قانونمندی ها استفاده می کنیم و فرایند توسعه را تسریع می نماییم. به اعتقاد ایشان ماهیت توسعه در چارچوب تمدن جدید برای همه کشورها یکی است ولی الگوهای توسعه آن ها متفاوت اند.

در رابطه با ایران، دکتر عظیمی با اشاره به درصد کم استفاده از ظرفیت های تاریخی (بین 7/2%تا 8% ) معتقدند ما در ایران و پیش روی خود ، هم مشکلات بزرگ داریم و هم امکانات عظیم، این ظرفیت استفاده نشده به ما می گوید که چقدر امکانات پیش روی ماست. ولی این امکانات خود به خود ، تحقق نخواهد یافت. باید کوشید، باید فهمید و نهادهای لازم را سامان داد. از طرف دیگر باید نگران بود که چرا ما در این وضعیت هستیم. وی مشکل اصلی و اساسی توسعه ایران را فقدان اصالت فکر و اندیشه و فقدان مکتب تفکری توسعه ای و نهادینه نشدن آن می داند و اعتقاد دارد تا مکاتب فکری در ایران ایجاد و نهادینه نشود، توسعه ایران به سرانجام نخواهد رسید . ایشان روش های موجود برنامه ریزی در ایران را فاقد کارآیی می داند و تحول و متناسب سازی نهاد برنامه ریزی را یک ضرورت اجتناب ناپذیر تلقی می کنند.

به اعتقاد وی سازمان برنامه باید دبیرخانه تهیه برنامه توسعه باشد، نه تهیه کننده آن ایشان برای برنامه ریزی توسعه دو عامل را ضروری می دانند : اول اینکه در سازمان برنامه و دستگاه های اجرایی کشور، این نگرش باید غالب شود که آن ها دبیرخانه تهیه برنامه توسعه اند، اما خود برنامه باید تحت نظر شورایی که دارای سه بال تحصص ، تجربه و سازمان است ، تهیه شود و دوم این که سازمان شورایی یاد شده باید به سراغ نهادها برود، زیرا نهادها هستند که محل ایجاد تغییرات اساسی برای توسعه اند.

دکتر عظیمی در مقدمه مفصل کتاب مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران آورده است :

در جامعه ایران در جهت ایجاد استقلال و خود اتکایی ، در جهت فراهم آوردن تأمین زندگی برای اقشار مختلف مردم و در جهت تقویت و گسترش امید به آینده ای روشن برای تمام مردم ، به نظر می رسد که بهتر است پس از قرن ها سیاسی بودن جامعه ، بکوشیم تا با ایجاد تفاهم ، کشور را برای چند دهه آینده به جامعه ای علمی تبدیل کنیم . بدیهی است که این وظیفه بر دوش آنان است که می دانند و می توانند.

منبع: http://www.drazimiarani.com