برای مطالعه متن به ادامه مطلب مراجعه شود:


اواخر اردیبهشت هر سال، یاد آور درگذشت غمبار استاد اقتصاد ایران ، مرحوم دکتر حسین عظیمی است. زنده نگه داشتن نام و یاد و ایده های مرحوم عظیمی کمترین ادای دین شاگردان آن زنده یاد است؛ در حق او و در حق اقتصاد ایران.

شهرت نام دکتر حسین عظیمی به عنوان اقتصاددان در نزد جامعه کارشناسی کشور، بیشتر به مخالفت شجاعانه و بسیار صریح آن مرحوم با برنامه اول توسعه برمی گردد. جایی که در سال 1368 در اولین سمینار بازسازی اقتصاد ایران پس از جنگ، با صراحت بی نظیری نقایص و اشتباهات فاحش "سیاست های تعدیل اقتصادی در برنامه اول توسعه" را تشریح و به درستی بحران اقتصادی ناشی از آن را پیش بینی کرد.

هشدار های صریح و شجاعانه دکتر حسین عظیمی در تخطئه سیاست تعدیل اقتصادی و اشتباه دانستن آزادسازی و خصوصی سازی بدون تمهیدات نهادی – ارزشی لازم ، به مذاق دولت سازندگی اصلا خوش نیامد .

نتیجه آنکه دکتر حسین عظیمی را از محل کارش (سازمان برنامه و بودجه) اخراج کردند و نام او را در سازمان صدا و سیمای وقت (تحت ریاست آقای محمد هاشمی ) در فهرست سیاه قرار دادند. تا سال 1380، استاد همچنان ممنوع التصویر بود و بجز روزنامه های کیهان و سلام و یکی دو نشریه تخصصی، از رسانه ها کسی سراغ دکتر عظیمی را نمی گرفت . چنین بود که نام دکتر عظیمی طی دهه 70 به تدربج در ذهن جامعه کارشناسی کشور کم رنگ شد .

در نزد جامعه دانشگاهی – اقتصادی ایران اما ، نام « حسین عظیمی آرانی» بواسطه دو ایده درخشان اش در این دوره همچنان معتبر و مشهور ماند.

ایده اول دکتر عظیمی این بود که سرمایه گذاری پایه ای برای توسعه ایران را نه در سد و بانک و کارخانه ، بلکه باید در مدارس و دانشگاه ها صرف کرد. آن مرحوم 25 سال پیش به درستی تشخیص داده بود که راه برون رفت اقتصاد ایران از مدار های توسعه نیافتگی و فقر، سرمایه گذاری در نیروی انسانی و ارتقای توانایی ها و مهارت های جوانان و دانش آموزان و دانشجویان ایرانی است . خدایش بیامرزد که چه درست تشخیص داد و حیف که متولیان آن روز اقتصاد ایران به جای اینکه ایده او را بپرورانند و اجرا کنند ، از سازمان برنامه بیرون و منزوی اش کردند .

دومین ایده درخشان دکتر عظیمی که این روزها طرفداران بسیاری پیدا کرده ، لزوم اجرای تمهیدات ارزشی و نهادی در جامعه به عنوان پیش نیاز توسعه اقتصادی بود . دکتر عظیمی می گفت بدون پلیس و دادگاه های سالم، کارآمد، قدرتمند، محرم و مستقل ونیز بدون قوانین و مقررات منطقی، شفاف و با ضمانت اجرایی کافی، سیاستگذاری های توسعه موفق نخواهند بود.

* * *
امروز می توان به روشنی دو نحله فکری و نگاه متفاوت را در جامعه دانشگاهی و سیاستگذاری اقتصاد ایران از هم تشخیص داد : نگاه مهندسی و نگاه اجتماعی

طرفداران نگاه مهندسی به اقتصاد، اقتصاد را علمی از جنس ریاضی و فیزیک می بینند و درون اتاق ها و پای رایانه های ها ی خود  نشسته و با چرخاندن اسطرلاب آمار و ارقام ( اقتصاد سنجی )، برای اقتصاد ایران نسخه می پیچند .

دسته دوم یعنی طرفداران نگاه فرهنگی – اجتماعی به مسایل اقتصادی معتقدند تحلیل های کمی "به تنهایی" برای نسخه نویسی برای اقتصاد ایران کافی نیست و برای داشتن تحلیل جامع و نسخه موثر برای درمان دردهای مزمن اقتصاد ایران باید آن را از همه جوانب، ازجمله مسایل فرهنگی، اجتماعی، نهادی و سیاسی نیز بررسی کرد.

گروه اول، آنچه را که از آن طرف آب نیامده باشد، علم اقتصاد نمی دانند، اما گروه دوم معتقدند اقتصاد یکی از علوم انسانی است و تئوری اقتصادی ملی باید بر اساس اقتضائات ملی  تدوین شود. مرحوم دکتر حسین عظیمی معلم و پرچمدار این دسته از اقتصاددانان ایران بود.

از پایان جنگ تحمیلی تا پایان دوران دولت اصلاحات، (به جز دو سال پایانی دولت آقای خاتمی )، نگاه اول بر سیاست ها ، برنامه ها و مقدرات اقتصاد ایران حاکم بود . در دور دوم دولت آقای خاتمی که نفوذ «کارگزاران سازندگی» تا حدودی کم شده بود ، دکتر عظیمی فرصت یافت در سیاستگذاری اقتصادی ایران نقش ایفا کند، اما تقدیر، سرنوشت دیگری برای او رقم زد . استاد نجیب اقتصاد ایران در بیستم اردیبهشت ماه 1382 پس از تحمل چند ماه بیماری با این جهان وداع کرد و به رحمت خدا رفت

آنها که از نزدیک با مرحوم عظیمی حشر و  نشر داشتند ، او را انسانی فکور، بردبار، سختکوش، منظم، مردمگرا ، متواضع و متین توصیف می کنند

دکتر حسین عظیمی با وجودی که از معتبرترین دانشگاه اروپا (اکسفورد) فارغ التحصیل شده بود ، اما هرگز وطن را فراموش نکرد و فراموش نکرد که برای خدمت به مردم ایران به آکسفورد رفته است .او همیشه دغدغه فقرا و محرومان جامعه را داشت و با تمام وجود دلش برای توسعه همه جانبه ایران می تپید. روحش شاد.

* این مطلب در 17 اردیبهشت 1386 در الف منتشر شده بود.