برای مطالعه متن به ادامه مطلب مراجعه شود:


اگر بخواهیم شاخص های تفصیلی توسعه در ایران را بررسی کنیم باید به این سوالات پاسخ دهیم که آیا فرهنگ ، متکی به اصالت علم و بر اصالت انسان است؟ آیا از حکومتی مردمسالار بهره مندیم و آیا سیستم آموزشی مدرنی را مورد استفاده قرار می‌دهیم؟ میزان بهره‌مندی ما از انرژی های جدید چه مقدار است؟ باید پرسید که در زمینه راه و ارتباطات چه مقداری کار انجام داده‌ایم؟ در زمینه آب آشامیدنی سالم سازی شده و سایر حوزه‌های مشابه تا چه اندازه ای با زندگی مدرن نزدیک شده‌ایم؟ 
نتیجه بررسی تطبیقی شاخص های یکپارچه و شاخص های تفصیلی توسعه ایران حاکی از آن است که مشکلات نهادینه شده ساختاری فراوانی در اقتصاد ایران وجود دارد. برای پیشرفت اقتصادی ایران به سه فاکتور اساسی نیازمندیم :

1- نظام انگیزشی مناسب 2- جایگاه مناسب در نظم بین الملل 3- نهادهای کارابرای سیاستگذاری و اجرا ، که این 3 فاکتور باعث شکوفا شدن اقتصاد خواهد شد

سرکوب نظام انگیزشی نوآوران جامعه و سهولت نسبی نقل و انتقالات بین المللی نظرهای خلاق باعث شده است تا اولاً ناهنجاریهای روانی در اقشار نوآور و در کل جامعه بوجود آید و ثانیاً خلاقیت و نوآوری حامعه به زمینه های ناسالم معطوف شود و ثالثآ نیروهای خلاق و نوآور از جامعه خارج شوند. که همه اینها ضعف شدید خلاقیت سالم در جامعه منتهی شده است. 

به تعبیر من اقتصاد کشور ضربه مغزی شده است . اولویت اول پژوهشی ما درک و فهم علت و علل این ضربه مغزی شدن اقتصاد ایران و یافتن راه حل هایی است که بتوان آن را از این وضعیت خارج کرد. اقتصاد ایران به هر دلیلی از اقتصاد مولد به سوی اقتصاد دلالی حرکت کرده و بخشهای تولیدی در حال رکود است . اینکه چگونه می توان این روند را متوقف کرد. زمینه کار پژوهشی است. سئوال دیگر اینکه ، چگونه می توان اندیشه‌ها و نتایج پژوهش ها را به سازمان مدیریت و برنامه ریزی منتقل کرد. یعنی چه کار می توان کرد که سطح دانش و پذیرش علمی کارشناسان را بالا برد؟

در ایران متأسفانه یک اشتباه صورت گرفته که ما تصور کردیم با آموزش تنها می توان سرمایه انسانی به وجود آورد. این غلط است. البته آموزش ، امری بسیار اساسی است و همانند چاقوئی است که بسیار تیز و برا باشد ولی مسأله مهمتر این است که این کارد د در دست چه کسی است و این شخص با چه انگیزه‌ای کار می‌کند.

بنابراین سرمایه انسانی ، یک نظام آموزشی و یک نظام انگیزشی دارد و اگر این دو با هم تلفیق شود سرمایه انسانی حاصل می‌شود . من مشکلات سرمایه انسانی ایران را به حصوص در سازمان مدیریت و برنامه ریزی عمدتاً در نظام آموزشی نمی‌دانم بلکه در نظام انگیزشی می‌دانم .

بنابراین در پاسخ به این سئوال که ما چه باید بکنیم باید بگویم که اولاً باید قدم جلو رفت، اولین قدم این است که این بخش نظام انگیزشی را بیشتر بپرورانیم و آن را طرح کنیم و مسئولین و تصمیم گیران هم مسأله را به روشنی ببینند و بپذیرند . چون برای حل هر مشکلی در ابتدا این پذیرش و درک لازم است.