برای مطالعه متن به ادامه مطلب مراجعه نمایید:


اواخر اردیبهشت‌ماه سالگرد درگذشت شادروان حسین عظیمی است و دانشگاهیان و شاگردان او در این روزها هر سال درس‌های استاد صاحب نام توسعه در ایران را مرور می‌کنند.

شادروان دکتر حسین عظیمی فرزندی از دیار آران و بیدگل کاشان که هم با خرده فرهنگ‌های مناطق کمتر برخوردار و مردمان کویر آشنا بود و دغدغه فقرا و محرومان را در فرآیند نظام برنامه‌ریزی ایران را داشت و هم ویژگی‌ها و شاخص‌های دنیای امروز، تاثیر تکنولوژی، رقابت و ارتباطات بازار جهانی را می‌شناخت در کلام و تحقیقات خود هم به موضوعات بومی در فرآیند توسعه اقتصادی و اجتماعی توجه داشت و هم از پیشرفت تکنولوژی و زندگی بشر در غرب و شرق دنیا غافل نبود.
از این رو دکتر عظیمی در ساختمان کوچکی که با یک راهرو به ساختمان اصلی محل زندگی خانواده‌اش وصل می‌شد علاوه بر کتاب‌های اقتصاد و توسعه، کتاب‌های ریاضی و اقتصادسنجی و... کتاب‌های بسیاری را در مورد تاریخ، فرهنگ، روانشناسی، هنر و جامعه شناسی در کتاب خانه خود گردآوری کرده بود و علاوه بر علم روز اقتصاد دنیا، به تاریخ باستان و ویژگی‌های ایران زمین توجه داشت و فرهنگ را زیر بنای توسعه اقتصادی می‌دانست و بیش از همه بر آموزش ابتدایی برای توسعه انسانی و بهره‌وری نیروی کار تاکید داشت.  عظیمی روزی در لابه‌لای بحث‌های مربوط به بودجه، برنامه‌ریزی و نفت به من گفت: جزو اولین کسانی بودم که کتاب‌های اقتصادسنجی را ترجمه کردم و ریاضیات را در آموزش اقتصاد به کار گرفتم اما یادمان باشد که کار اصلی ما بازشناسی و باز‌سازی واژه‌ها و مفاهیم اجتماعی و اقتصادی و توجه به خرده فرهنگ‌هاست و تنها با فرمول ریاضی و تئوری‌های اقتصاد نمی‌توان رابطه بین شاخص‌های اقتصاد و اجتماع را تعریف کرد و انتظار معجزه داشت. باید نهادگرایی و ایجاد مطبوعات آزاد، قوه قضائیه کارآمد و سریع و ارزان، دولت با تدبیر، کوچک، مقتدر و کارآمد، احزاب سیاسی قدرتمند که کار اصلی‌شان انسان‌سازی وتربیت نیرو برای دستگاه‌های دولتی و بخش خصوصی است و... مورد توجه باشد وگرنه علم به تنهایی و سیاست و فرهنگ به تنهایی راه به جایی نخواهند برد.

اگر معتقدیم که رقابت رمز رشد اقتصادی و تحول در تولید است باید بدانیم که آزادی عامل اصلی رقابت‌پذیری است و بر این اساس باید بدانیم که مفهوم آزادی و احترام به حقوق دیگران را باید دوباره تعریف کنیم. احترام به قانون عامل توجه و تحقق حقوق دیگران است و چتر قانون روی سرهمه مردم با هر عقیده‌ای گسترده است و دولت وظیفه اصلی‌اش ورود به وظایف حاکمیتی، امنیت و حفاظت از آزادی است وگرنه دولت نه تاجر خوبی است و نه می‌تواند در شرکت داری و بنگاه‌داری موفق‌تر از بخش خصوصی باشد. دولت باید رابطه با جهان خارج را شفاف کند و تکلیف خود را با قدرت‌ها و نهادهای بین‌المللی روشن کند.

در مورد موضوع نفت هم عظیمی بارها تاکید کرد که دولت باید بند ناف بودجه خود را از نفت جداکند وگرنه تا نفت هست بودجه دولت نفتی بسته می‌شود و توجه به مالیات‌ها و مشارکت مردم ظاهری و بی‌تاثیر است و چون دولت به مالیات‌دهندگان نیازی ندارد در مقابل آنها پاسخگو نخواهد بود و در نتیجه کارآمدی دولت به حداقل می‌رسد و رانت‌ها و تصمیم‌گیری‌های دستوری و غیرعلمی را شاهد خواهیم بود.

هر سازمان و نهاد و مفهومی باید به اصل خود برگردد زیرا بسیاری از تعاریف مفهوم خود را از دست داده و بی‌معنا شده است. به‌عنوان مثال مفهوم آزادی به معنای اصل خود و احترام به حقوق فرد نیست. مدارس ابتدایی جایی برای گرفتن نمره 20 و یادگیری مطالبی است که کنجکاوی فطری بچه‌های ما را می‌کشد و آنها یادمی‌گیرند که دائما نظر دیگران را به‌صورت دستور بپذیرند و تحولی را در زندگی ایجاد نکنند. سازمان برنامه که قرار بود کار عمران و سازندگی انجام دهد و پول نفت را تنها در عمران و توسعه خرج کند به دستگاهی که وظیفه‌اش تقسیم پول نفت به بودجه دستگاه‌های دولتی شده تبدیل شده و عمران هم تعریف خود را از دست داده و به جای توسعه زیربناهای آموزشی و اقتصادی به کار ساخت پادگان و فرودگاه و ساختمان‌سازی تبدیل شده است.

پس کار اصلی ما بازسازی و بازتعریف شاخص‌ها و مفاهیم و تعاریف است در حوزه‌های اجتماع، دولت، اقتصاد و سیاست داخلی و خارجی و ...

ماخذ: http://gostareshonline.ir/report/4687-2009-05-20-15-15-08.html