برای مطالعه به ادامه مطلب مراجعه شود:


عظیم بود ،

و از قلب داغدار کویر

برای ما نفس سبز جنگلی آورد 

و سال‌ها ، از پیش

به عزم گسترش سبزی و توازن نور

و بسط راز گلستانه تا تمام جهان

برون زد از خانه

و کوچ کرد

و رفت.

برای دیدن روح بزرگ دریاها،

تمام همت او صرف محض دیدن شد .

عظیم بود،

- و تنها-

و دید گل‌ها را

و دید دل‌ها را

و دید دست ترک‌خورده را،

و غم‌ها را،

و دید

- روح اسیر کویر-

دریا را .

عظیم بود،

و سرشار از صداقت محض .

تمام همت او رو به سوی بیداری

و دوست داشت- برای دل خودش- ما را

عظیم بود،

و با سرعتی که او می‌رفت

تمام دغدغه‌های حقیر، جا ماندند

و این کویری سرسبز، آنقدر ساده

که در برابرش اندیشه‌های ما، ماندند .

عظیم بود،

ولی در شکستن دل خویش

برای مردم خوب خودش، درنگ نکرد

بزرگ بود،

ولی آنقدر بزرگ، که هیچ

فضای زندگی عاشقانه، تنگ نکرد

نوشت و گفت و شنید و،

نشست و رست و برفت

در این معاشره، کام کسی شرنگ نکرد .

 

دکتر محسن رنانی

 

دکترای اقتصاد- استاد دانشگاه اصفهان