آن کس که نگفت آری و نگفت نه

پرویزصداقت
روزنامه همشهری 24 اردی بهشت 1382 صفحه 13

 

برای مطالعه متن به ادامه مطلب مراجعه شود:


این دفتر خالی
تا چند ورق خواهد خورد

1
دکتر حسین عظیمی یکی از تاثیرگذارترین اقتصاددانان ایرانی داخل کشور در سال های پس از انقلاب در اندیشه پردازی های مربوط به توسعه اقتصادی و اقتصاد ایران بود و تاثیر نبود وی در حوزه اندیشه پردازی های اقتصادی در ایران تا سال ها آشکار خواهد بود.
2
نسل جدید اقتصاددانان ایران، یعنی نسلی که از
دهه 1350 بدین سو به بحث در حوزه مسائل اقتصادی پرداخت به دو گروه کلی می توان تقسیم بندی کرد. نخست، گروهی که به تدوین و ارائه کتب دانشگاهی پرداخته و بنا به ضرورت، آموخته های دانشگاهی خود را به زبان فارسی منتشر ساخته اند. اینان معمولاً جزواتی را که برای تدریس در دانشگاه فراهم آورده بودند با ویرایش ها و افزوده هایی به صورت کتب درسی منتشر کردند. مجموعه کتاب های اقتصاد کلان، اقتصاد خرد، اقتصادسنجی و. . . از این زمره هستند. گروه دوم نیز کسانی بودند که دلمشغولی های عام تری داشتند. اغلب مسائل اجتماعی را که در آن می زیستند با جدیت بیشتر دنبال می کردند و گرایش های سیاسی رادیکال داشتند. دهه 1350 شاهد شکل گیری تحلیل های اقتصادی از سوی ایشان بودیم. آثاری که در این دهه در زمینه تاریخ اقتصادی ایران، وابستگی و توسعه و نظریه های اقتصادی در این مجموعه جایگاه برجسته ای دارند.

3
در این میان اقتصاددانان دیگری نیز بودند که نه عافیت جویی گروه نخست را پی گرفتند و نه رادیکالیسم گروه دوم. دکتر حسین عظیمی از این میان بود.
4
در مقطع پس از انقلاب، هر دو گروه مسیری را که در پیش گرفته بودند همچنان طی کردند. گروه نخست، پس از چند سال که از شوک انقلابی خارج شدند باز هم به تکرار تجربه تهیه کتب درسی دانشگاهی استمرار داشتند. این کتب نیز برخی به لحاظ کیفی قابل قبول بود و برخی نیز صرفاً «نشریه هایی» برای ارتقای علمی به شمار می آید. گروه دوم نیز نیازمند زمانی بودند تا بتوانند از شوک انقلاب خارج شوند. علاوه بر آن، این گروه اغلب ناگزیر از مهاجرت شدند. در مهاجرت اما پس از گذشت سالی چند، آثار این گروه که دیگر عمدتاً به تحلیل اقتصاد ایران و تاریخ اقتصادی دهه های اخیر می پرداختند منتشر شد و به تدریج بر پختگی این آثار افزوده شد. فهرست مطولی از کتبی که اقتصاددانان دگراندیش درباره موضوعات اقتصاد ایران در سال های اخیر در خارج منتشر ساخته اند موجود است و به راحتی می توان از طریق اینترنت به آن دست یافت.
5
دکتر حسین عظیمی، اقتصاددانی اندیشمند ونظریه پردازی توانا بود که از اندیشه های قالبی دست شسته بود و با گرایشی توسعه گرا و دموکراتیک به نقد دیدگاه های اقتصاددانان متعارف و دیدگاه های رسمی در زمینه توسعه، برنامه ریزی و معضلات اقتصاد ایران می پرداخت.
6
پیشینه کاری دکتر حسین عظیمی حکایت از سختی هایی دارد که در سال های پس از انقلاب داشت؛ بی مهری های سازمان برنامه در دهه 1360 بر وی و در انفعال قرار دادن وی، عدم پذیرش وی در دانشگاه های دولتی به بهانه ها و تهدیدها، گوشه های کوچکی است از آنچه که بر وی شد و بر وی رفت.
7
واقعیت، اما، سیلی های متعدد بر گوش ما می نوازد. غم نان، غم کار، غم نیاز به حضور اجتماعی. سرمایه و دیوانسالاری به ما نظریه ها و راهکارهایی را باب طبع خود تحمیل می کنند. گریزگاه موجود خود تنگنایی است با حصارهایی خفقان آور که این حصارها باروهایی است برآمده از تنگی معیشت و امنیت. پس باید سخن را فروخفت. فروخفتن سخن اگر سکوت محض را به دنبال نداشته باشد بیانی الکن به همراه خواهد داشت. بیان الکن نیز قادر نخواهد بود همه حقیقت را بگوید. شنوندگان متوقع آن گاه ناراضی خواهند شد. اما چه می توان کرد تنها دو گزینه در برابر هست: سکوت محض و بیان الکن. حیات علمی دکتر حسین عظیمی را به ویژه در دهه 1370 می توان نقد کرد، می توان بر او خرده گرفت که مسیری پیشه کرد گاه در نقش روابط عمومی شرکت های خودروساز ایفای نقش کرد و گاه نیز مجری طرح های پژوهشی تکراری شد.
8
با این حال، فراموش نکنیم که دکتر حسین عظیمی، خواه در دهه 1360 و با نقدهای کارشناسی و اندیشمندانه بر سیاست های اقتصادی سال های این دهه، سیاست هایی چنان نابخردانه همچون رشد جمعیت، که تا دهه ها سیلی خود را بر اقتصاد و جامعه ما می نوازد و خواه در دهه 1370 و با نقد سیاست تعدیل اقتصادی و دیدگاه های نهادهای مالی بین المللی، تاثیر ژرفی در روشنگری فضای فکری کارشناسان اقتصادی ما گذاشت.
9
میراث فکری که از حسین عظیمی برجای مانده است، ارزشمند است و خلاقانه. بر او خرده نگیریم و به احترامش از پای برخیزیم.