نگرشی تحلیلی و تطبیقی در آرای آمارتیا سن و حسین عظیمی به بهانه سالگرد درگذشت زنده یاد دکتر حسین عظیمی

 

نویسنده : دکتر وحید محمودی

 

برای مطالعه مقاله به ادامه مطلب مراجعه شود:


خلاصه مطلب


    
۱- عظیمی: توسعه نیافتگی یعنی مشقت زیاد و تلاش فراوانی که عملاً به شکست می انجامد و یا به نتیجه ای بسیار محدود می رسد.
    
۲- سن و عظیمی هر دو در بستر فرهنگ آسیایی بزرگ شده اند و به خاطر درک بهتر و عینی تری که از خصلت های این فرهنگ دارند دیدگاه های آنها برای توسعه این گونه کشورها بهتر قابلیت عملیاتی شدن دارد.
    
۳- سن و عظیمی هر دو قائل به ترکیب خردمندانه ای از دولت و بازار هستند و معتقدند دولت و بازار هر کدام باید جایگاه واقعی خود را در اقتصاد داشته باشند و تناسب میان آنها به درجه کارایی هر فعالیت اقتصادی یا اجتماعی بستگی دارد.


    
    با نگاهی به دیدگاه ها و تئوری های توسعه طی دورانی که از عمر مباحث آکادمیک مربوط به اقتصاد توسعه می گذرد به نظر می رسد که سیر تکوین دیدگاه ها و اندیشه های توسعه به گونه ای بوده است که نوعی همگرایی در آنها دیده می شود.در بررسی این دیدگاه ها هر چقدر که به عقب بازمی گردیم تفاوت های فاحش رویکردهای متعارض و بعضاً کاملاً متضاد، دیده می شود. برخی از صاحب نظران، عوامل توسعه نیافتگی را در خارج از مرزها و در چارچوب نظریه وابستگی می دیدند و برای آن تنها دلایل اقتصادی قائل بودند و لذا رویکردهای درون نگر و محدودی را برای توسعه تجویز می کردند و برخی دیگر از اندیشمندان، علل توسعه نیافتگی را در ضعف متغیرهای اقتصادی داخلی نظیر پس انداز و تشکیل سرمایه می دیدند و اقتصاد بسته را عامل آن می پنداشتند و لذا رویکردهایی کاملاً متضاد با دسته اول پیشنهاد می کردند. مادام که تعریف توسعه و علل توسعه نیافتگی (به واسطه تجربیات ناموفق در نمونه های فراوان) از شکل های ساده اولیه به اشکال پیچیده تر رسید، عواملی چون فرهنگ، توسعه انسانی و آموزش، توسعه سیاسی و ساختار سیاسی حکومت و... نیز به عوامل اقتصادی توسعه نیافتگی اضافه شد و این بار نظریه پردازان توسعه کوشیدند که با توجه به جمیع جهات، دیدگاه ها و الگوهای خود را ارائه دهند. فارغ از زاویه دیدگاه ها و جایگاه و ارزشی که هر کدام از این دیدگاه ها برای هر کدام از عوامل و ابعاد توسعه قائلند می توان گفت که رویکردهای جدید به جنبه های مختلف توسعه یعنی رشد و امکانات اقتصادی، توسعه انسانی، آزادی های سیاسی و مدنی، نقش دولت و حمایت های اجتماعی، فرهنگ و ... توجه کرده و از این حیث نوعی همگرایی در آنها دیده می شود.


    •••
    در میان اقتصاددانان معاصر توسعه می توان به رابطه وثیق و فصل مشترک بسیار میان دیدگاه های پروفسورآمارتیا سن اقتصاددان شهیر هندی و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۸ و زنده یاد استاد حسین عظیمی اقتصاددان شهیر و معلم توسعه ایران اشاره کرد. درست است که دکتر عظیمی خیلی مجال ارائه دیدگاه های خود را در محافل علمی بین المللی پیدا نکرد، اما بدون تردید مباحث و دیدگاه های ایشان اندازه بین المللی دارد و در ادبیات توسعه مباحثی نو است. دکتر عظیمی را می توان در مقیاس بین المللی در دسته اقتصاددانان انسان گرا (گروه UNDP) همچون آمارتیا سن، محبوب الحق، سودهیر آناند و... قرار داد. در این فرصت کوتاه تلاش می شود به ویژگی های مشترک، دیدگاه های مشترک و احیاناً نکات افتراق دیدگاه های این دو اقتصاددان بپردازیم.


    • ویژگی های مشترک آمارتیا سن و حسین عظیمی


    در ادبیات تعلیم و تربیت، نقش محیط در شکل گیری شخصیت امری پذیرفته شده است. اولین ویژگی مشترک سن و عظیمی این است که هر دو در بستر فرهنگ آسیایی بزرگ شده اند و به خاطر درک بهتر و عینی تری که از خصلت های این فرهنگ دارند دیدگاه های آنها برای توسعه این گونه کشورها بهتر قابلیت عملیاتی شدن دارد.


    دومین ویژگی مشترک این دو اندیشمند این است که هر دو فقر و محرومیت را در زندگی شخصی تجربه کرده اند. همانطور که در مقدمه [مترجم] کتاب توسعه به مثابه آزادی۱ نیز اشاره شده است در کنار برتری علمی و دیگر قابلیت های آمارتیا سن یکی از ویژگی هایی که او را از دیگر اقتصاددانان حوزه فقر و رفاه اجتماعی متمایز می سازد این است که او خود در جامعه ای مملو از فقر و نابرابری متولد شده و با همه وجود فقر و محرومیت را لمس نموده است. همین مزیت، باعث شده او درک عمیق تری از مفاهیمی چون فقر و عدالت اجتماعی داشته باشد. همین شرایط را نیز دکتر عظیمی داشت. او زاده کویر بود و در طول زندگی خود فقر را با تمام وجود لمس کرده بود.سومین ویژگی مشترک این دو این بود که علاوه بر اینکه در زندگی شخصی و محیط اجتماعی، فقر پدیده ای ملموس برای آنها بود، هر دو متخصص حوزه فقر و نابرابری نیز بودند. چهارمین ویژگی مشترک این دو اقتصاددان اصول گرایی آنها بود به گونه ای که در زندگی خود هیچ وقت حاضر نشده اند در برابر خواست و فشار اصحاب قدرت از مواضع اصولی و توسعه ای خود عدول کنند و به عنوان آخرین ویژگی مشترک می توان گفت هر دو در ابراز نظرات و دیدگاه های خود منتقدین منصفی نسبت به وضعیت موجود، دیدگاه های مخالف و حاکمان بوده اند و هیچ وقت از اصل تواضع، خویشتنداری، سعه صدر و انصاف خارج نشده اند.


    • اجمالی از دیدگاه سن پیرامون توسعه


    همانطور که گفته شد، یکی از دیدگاه های بدیع در ادبیات توسعه رویکرد «توسعه به مثابه آزادی» آمارتیا سن است. این رویکرد ضمن توجه به تمامی رویکردهای قبلی توسعه، مفهوم و نگاهی نوین از توسعه ارائه می دهد. تعریفی که گسترش مفهوم آزادی و کرامت و قابلیت های انسانی در آن نقش محوری دارد.۲ سن معتقد است برای غلبه بر مشکلاتی که جوامع کنونی با آن مواجه هستند باید به نقش آزادی ها از جنبه های مختلف توجه داشت و نقش فاعلی فردی یا به عبارتی قابلیت های انسانی باید محور برخورد با این گونه محرومیت ها باشد. از نگاه آمارتیا سن گسترش آزادی (به معنای اعم آن) هم به عنوان هدف و هم به عنوان ابزارهای اصلی توسعه قلمداد می شود. انواع آزادی ها از نظر او عبارتند از آزادی های سیاسی، امکانات و تسهیلات اقتصادی، فرصت های اجتماعی ،تضمین شفافیت و نظام حمایتی مناسب. او عصاره تحقق این آزادی ها را توسعه می داند.


    به بیان آمارتیا سن مسئله برخورداری از زندگی طولانی (بدون اینکه کمال کسی متوقف شود) و بهره مند بودن از زندگی خوب تا زمان بودن در حیات (نه زندگی آکنده از بدبختی و نبود آزادی) است که قطعاً برای همه ما ارزشمند و مغتنم است. او به تاسی از ارسطو می گوید ثروت غایت جست وجوی انسان نیست، بلکه غایت تلاش انسانی برخورداری از عزت و کرامت است. ثروت و درآمد ابزاری برای برخورداری از آزادی های بیشتر برای تحقق زندگی مورد علاقه است. بنابراین در رویکرد توسعه به مثابه آزادی اختلاف از همان ابتدا روی مسئله توسعه و توسعه نیافتگی و نوع نگاه به مشکلات جوامع و چگونگی رفع آنها آغاز می شود. به زعم ایشان توسعه آن هنگام محقق می شود که عوامل اساسی ضدآزادی از بین برود: عواملی چون فقر و ظلم، فرصت های کم اقتصادی، محرومیت نظام مند اجتماعی، بی توجهی به تامین امکانات عمومی و عدم تسامح یا دخالت بیش از حد دولت های سرکوبگر. وجود هر کدام از اینها به معنی ناآزادی و محرومیت است. بنابراین، عدم برخورداری های فوق به معنی ناآزادی و به معنی توسعه نیافتگی است. به عبارتی توسعه نیافتگی معادل ناآزادی است.


    • ناآزادی - توسعه نیافتگی


    بنابراین مجدداً بر این نکته تاکید می شود که در این دیدگاه بحث توسعه بسیار فراتر از بحث توسعه اقتصادی صرف است و با تعریفی که از آزادی ارائه می شود آزادی (به معنای اعم آن) هم ابزار توسعه است و هم هدف توسعه و تمام آنچه که در مقوله پیشرفت های اقتصادی _ صنعتی شدن _ رشد درآمد سرانه و... عنوان می شود در واقع ابزاری است در جهت افزایش آزادی های انسان و به عبارت بهتر ابزاری برای افزایش فرصت ها و امکان های آزادی است. در این دیدگاه به جای آنکه بپرسیم مردم چقدر ثروت و یا درآمد دارند، می پرسیم که مردم چگونه زندگی می کنند و چقدر فرصت و امکان آزادی دارند و زندگی مورد دلخواه آنان چیست؟ و صد البته که ثروت و درآمد نیز از ابزار گسترش این آزادی ها هستند. از سوی دیگر آزادی های فوق مکمل یکدیگر نیز هستند. آزادی های سیاسی به امنیت اقتصادی کمک می کند و فرصت های اجتماعی، مشارکت اقتصادی را ممکن می سازد.به زعم سن، دیدگاه آزادی محور در واقع بر شیوه زندگی انسان ها متمرکز می شود و نه بر میزان درآمدی که شخص آن را خلق می کند. لذا اگر توجه ما از تمرکز محدود بر دستیابی به درآمد بر تمرکز جامع بر محرومیت از قابلیت ها تغییر کند به درک بهتری از فقر، زندگی انسانی و آزادی ها بر حسب پایه های اطلاعاتی مختلف خواهیم رسید. برداشت آزادی محور از اقتصاد و فرآیند توسعه بیشتر دیدگاهی عامل گرا است. افراد با برخورداری از فرصت های اجتماعی کافی، می توانند به طور موثر سرنوشت خود را رقم بزنند و به یکدیگر کمک نمایند. لذا مردم را نباید عناصر منفعلی پنداشت که از میوه های توسعه بی بهره اند.
    به طور خلاصه در رویکرد توسعه به مثابه آزادی، توسعه عبارت است از برخورداری از آزادی های ۵گانه (یعنی آزادی های سیاسی، امکانات و تسهیلات اقتصادی، فرصت های اجتماعی، تضمین شفافیت و تامین اجتماعی) و رسیدن به یک زندگی دلخواه و آزاد. به عبارتی توسعه عصاره امکان های آزادی است.


    در رویکرد «توسعه به مثابه آزادی» به عنوان یک رویکرد سیستمی، استراتژی کلی و اصلی گسترش آزادی ها و امکان های آزادی و مقابله با ناآزادی ها است و دیگر استراتژی ها و سیاست های فرعی در جهت حرکت به سمت تامین آزادی های پنج گانه قابل تبیین است. شمای کلی این دیدگاه را می توان به صورت ذیل ارائه کرد:


    • دیدگاه عظیمی در باب توسعه


    از نگاه دکتر عظیمی «توسعه فرآیندی است که طی آن باورهای فرهنگی، نهادهای اجتماعی، نهادهای اقتصادی و نهادهای سیاسی به صورت بنیادی متحول می شوند تا متناسب با ظرفیت های شناخته شده جدید شوند و طی این فرآیند سطح رفاه جامعه ارتقا می یابد.»۳ به بیان دیگر توسعه «بازسازی تمامی نهادهای یک جامعه براساس یک اندیشه و شناخت محوری جدید است.»۴ بنابراین به زعم ایشان تحقق توسعه مستلزم بازسازی نهادی و مهندسی مجدد همه جنبه های زندگی شامل جنبه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ... است. دکتر عظیمی توسعه اقتصادی را به عنوان یک بعد از توسعه و فصل مشترک کشورهای توسعه یافته را «تحول مبانی علمی _ فنی تولید از وضعیت سنتی به وضعیت مدرن»۵ می داند. ایشان قویاً اعتقاد دارند که نگاه به توسعه و نسخه های تجویزی آن باید در چارچوب قانونمندی های علم توسعه باشد، به عبارت دیگر توسعه را یک فرآیند علمی می داند که قانونمندی های آن برای کشورهای مختلف یکسان، اما روش ها و الگوهای آن برای کشورهای مختلف متفاوت خواهد بود.
    دکتر عظیمی با اشاره به پائین بودن بهره وری عامل های تولید به ویژه نیروی کار در کشورهای در حال گذار، می گوید «توسعه نیافتگی یعنی مشقت زیاد و تلاش فراوانی که عملاً به شکست می انجامد و یا به نتیجه ای بسیار محدود می رسد.»۶


    • پیوند آرای سن و عظیمی


    با توجه به معرفی اجمالی دیدگاه های سن و عظیمی و با رجوع به دیدگاه های تفصیلی آنها می توان قرابتی عنیف بین جوهره فکری و آرای این دو اندیشمند ملاحظه کرد.


    مفهوم توسعه


    همانطور که قبلاً اشاره شد اولین گام در مباحث توسعه و برنامه ریزی توسعه ارائه تصویری روشن از هدف و مفهوم توسعه است. دکتر عظیمی نیز مانند سن اعتقاد دارد «قبل از اینکه از برنامه توسعه حرف زد باید ابتدا توسعه را معنا کرد و مفهوم دقیق آن را دریافت.»۷ توسعه چیزی جز افزایش دامنه انتخاب انسان نیست و بر این مبنا سن فرآیند گسترش آزادی های انسان و افزایش دامنه انتخاب انسان را حرکت در مسیر توسعه یافتگی می داند و توسعه را برخورداری انسان ها از زندگی دلخواه تعبیر می کند. اگر بر همین قیاس سیری تاریخی به دیدگاه های عظیمی داشته باشیم ملاحظه می شود که در ابتدا به رغم تاکید خاص و پررنگ بر نیروی انسانی نوع نگاه ایشان نیز به انسان به خاطر اهمیت بی بدیل او در فرآیند تحقق توسعه اقتصادی بوده است به عبارت دیگر با وجود محوریت قائل شدن برای نیروی انسانی و توسعه انسانی باز نگاه او به انسان یک نگاه ابزاری بوده است. به تدریج در آثار مکتوب او حرکت از تاکید خاص بر توسعه اقتصادی را به نگاهی جامع و بسیط تر به توسعه می یابیم، به گونه ای که در این سال های آخر حیات او، دیدگاه هایش به نگاه سن که فرآیند گسترش آزادی های انسانی و کرامت انسانی را هم ابزار و هم هدف توسعه می داند نزدیک تر می شد.


    عظیمی در همین راستا بیان می دارد که «راه توسعه را خود مردم پیدا می کنند و کسی حق ندارد به عنوان حکومت راه توسعه را به مردم تحمیل کند. دولت فقط وظیفه دارد که ابزار ممکن را برای مردم مهیا کند.»۸ از نظر روش شناسی توسعه، نمی توان به هدف و روش (ابزار) نگاه انتزاعی و منفک داشت. باید الزامات، اقتضائات و جوهره های هدف در روش ملحوظ و پررنگ باشد. از نقاط قوت رویکرد سن همین اتصال ناگسستنی و زیبای ابزارها و هدف توسعه است. بالندگی دیدگاه های عظیمی هم در همین مسیر بود به گونه ای که به صراحت می گوید «هنوز بعضی این را نفهمیده اند که هدف و روش به هم وصل است.»۹همانطور که اشاره شد عظیمی معتقد است اگر آزادی عمل به مردم داده شود مردم در مسیر ساختن زندگی دلخواه خود قدم برخواهند داشت یا به تعبیر ایشان «توسعه در تمدن حاضر متکی بر خلاقیت تک تک انسان ها و سرمایه انسانی است، توسعه متکی بر این است که فضای ایدئولوژیک برابری و آزادی و فضای علمی و کاربردی برای خلاقیت، کار و تلاش انسانی وجود داشته باشد و بدون این چنین سرمایه انسانی و بدون ایجاد اینچنین فضاهای زندگی برای مردم، تحقق توسعه ممکن نیست.»۱۰ یا در جای دیگری می گوید «هیچ چیز به اندازه این که باور کنیم انسان موجودی زنده است و فکر می کند در ایجاد توسعه نقش ندارد. باید بپذیریم که اگر او آزاد باشد قله توسعه را فتح می کند.»۱۱ بنابراین، دیدگاه این دو اقتصاددان به توسعه دیدگاه دوستانه، نرم افزاری و اخلاقی به توسعه است. به بیان دیگر نگاه آنها نگاهی انسان گرا و آزادی محور به توسعه است.


    قابلیت
    ایجاد و رشد قابلیت های انسانی به عنوان ابزار و نقش فاعلی در فرآیند توسعه و نیز به عنوان هدف توسعه از اهم آرای آمارتیا سن است. سن مسیر رشد قابلیت های انسانی را از کانال هر پنج نوع آزادی های ابزاری جست وجو می کند. در دیدگاه های عظیمی هم در اندازه ضعیف تر می توان همین خط را دید. هنگامی که او از توسعه اقتصادی سخن می گوید ابتدا بر وجود انسان هایی که ذهن و نگرش آنها متحول شده باشد تاکید می کند.۱۲ نگاه محوری حسین عظیمی در بحث فرصت های اجتماعی و تقویت قابلیت انسانی معطوف به آموزش (آن هم آموزش توسعه ای) است. توجه به آموزش از امهات تفکر مرحوم عظیمی است، زیرا وی هم تحول فرهنگی را در گرو آموزش توسعه ای (با تاکید بر آموزش ابتدایی) می دید و هم ساختن انسان های کارآمد، متخصص و نوآور را جز از طریق اجرای برنامه های آموزش توسعه ای مقدور نمی دانست. آموزش توسعه ای هم «آموزش معطوف به انتقال دانش و فن نوین به بطن هسته فعالیت های تولیدی جامعه است»۱۳ و هم آموزشی است که آموزه های فرهنگی توسعه (مواردی چون احترام به قانون، احترام به نظم، احترام به حقوق دیگران، مناعت طبع، روح مشارکت طلبی و پرهیز از تکروی و...) را در وجود دانش آموز نهادینه می کند. بنابراین، تولید و ارتقای قابلیت های انسانی ضامن تحقق و رشد سریع تر آزادی ها و نیز پایداری توسعه خواهد بود و «هدف برنامه توسعه باید کمک به شکوفایی خلاقیت ها و نوآوری ها»۱۴ باشد.


    دولت و بازار


    سن و عظیمی هر دو قائل به ترکیب خردمندانه ای از دولت و بازار هستند و معتقدند دولت و بازار هر کدام باید جایگاه واقعی خود را در اقتصاد داشته باشند و تناسب میان آنها به درجه کارایی هر فعالیت اقتصادی یا اجتماعی بستگی دارد. عظیمی همانند سن معتقد بود «اقتصاد نباید دولتی باشد اما دولت نیز نباید از مردم غافل شود.»۱۵ او صراحتاً به نقش کلیدی و مؤثر دولت در فرآیند توسعه اقتصادی تاکید داشت و معتقد بود «افتخار توسعه یافتگی نصیب دولت ها است، باید علت عقب ماندگی را نیز در آنجا جست وجو کرد»۱۶ او شش مولفه را برای دولت یا حکومت لازم می دانست.۱۷


    ۱- ثبات ساختاری۲- نقش پذیری علمی


    ۳- ماهیت توسعه ای۴- پاسخگویی مدنی


    ۵- شایستگی اجرایی۶- جایگاه متناسب بین المللی


    وی ضمن تمایز قائل شدن میان حکومت های مقتدر (به لحاظ توسعه ای) و حکومت دولت سالار، میزان اقتدار حکومت را در درجه کارایی دخالت هایش می دانست و ساختار سیاسی دولت سالار که اصالت انسانی را باور نداشته و حوزه دخالت خود را بسیار وسیع می داند، رد می کند.۱۸نظام حمایتی از موارد دخالت دولت در زمانی است که تامین امنیت، سلامت و حداقل نیازهای اساسی زندگی برای شهروندان ضروری می نماید. لذا وجود نظامی که تهدیدات مختلف طبیعی و اجتماعی را خنثی می سازد ضروری است. دکتر عظیمی ضمن تاکید بر نقش دولت در ایجاد امنیت اشاره می کند که «سلامت ما و سلامت تک تک آحاد این جامعه در گرو حمایت سریع و وسیع از این توده عظیم انسانی است» و «لازم است که برنامه های توسعه کشور بر اساس وضعیتی متعادل از افزایش تولید و رسیدگی به محرومان استوار شود.»۱۹ بنابراین سن و عظیمی قائل به آزادی های اقتصادی در کنار تامین حداقل نیازهای اساسی زندگی بودند. در همین راستا هر دو به تاسی از آدام اسمیت در کنار تقدیس «نفع شخصی» به حضور عنصر «اعتماد» در نظام بازار و مبادله و معامله تاکید داشتند و پویایی و سلامت نظام بازار را در ضرورت همراهی و همگامی این دو عنصر می دانستند.


    خودباوری و الگوی بومی توسعه


    سن معتقد است عنصر مشترک و کاتالیزور توسعه را باید در درون فرهنگ هر جامعه جست وجو کرد، چرا که به زعم ایشان همه فرهنگ ها این استعداد و قابلیت را در درون خود دارا هستند که بتوانند بستر و تکیه گاه توسعه قرارگیرند. یکی از محورهای اصلی بحث دکتر عظیمی در توسعه اقتصادی نیز مسئله فرهنگ و فرهنگ مناسب توسعه است. وی عنوان می کند رسیدن به توسعه اقتصادی الزاماً نیازمند هویت مستقل فرهنگی است. نکته مهم این است که عظیمی نیز همانند سن هیچ گاه از جایگزینی فرهنگ آن جامعه با فرهنگ غرب سخن نمی گوید و موشکافانه تاکید می کند که «راه حل تحول فرهنگی را باید در خود فرهنگ جست وجو کرد و باید ویژگی های فرهنگی مناسب توسعه را از دل فرهنگ خود بیرون کشید و تقویت کرد. به طور خلاصه هر دو ضمن مهم شمردن نقش فرهنگ در توسعه تاکید دارند که باید هر جامعه ای با توجه به قابلیت ها و هویت مستقل فرهنگی خود راه توسعه خویش را بپیماید و تحقق آزادی های پنج گانه را نیز در بستر فرهنگ بومی ممکن می دانند. به عبارت دیگر هر دو منادی بازگشت به خویشتن بوده و راه برون رفت از توسعه نیافتگی را تکیه بر هویت فرهنگی خویش می دانند.


    ترسیم آینده بر مبنای «آینده نگری» و نه «پیش بینی»


    دیدگاه سن و عظیمی در برنامه ریزی توسعه یک دیدگاه مبتنی بر «آینده نگری» است. آینده نگری یک حرکت فعال است، اما پیش بینی یک روش منفعل است. آینده نگری بی پروا است. پیش بینی محتاطانه است. در آینده نگری پست دیده بانی ما در آینده است. در پیش بینی پست دیده بانی ما در حال است. در آینده نگری متناسب با هدف در جست وجوی ابزار و فراهم نمودن تمهیدات لازم هستیم، اما در نگاه مبتنی بر پیش بینی متناسب با وضع موجود در جست وجوی ابزار هستیم. به عبارت دیگر، در آینده نگری نگاه ما معطوف به «هدف» است و در پیش بینی معطوف به «وضع موجود».یکی از دلایلی که دکتر عظیمی با برنامه پنج ساله دوم توسعه که مدل کلان اقتصادسنجی داشت مخالف بود این بود که این برنامه مبتنی بر پیش بینی بود. اساساً در تدوین برنامه های توسعه در ایران بیشتر دید «پیش بینی» حاکم بوده است تا «آینده نگری». رویکرد آزادی محور سن یک دید آینده نگری را در برنامه ریزی توسعه دیکته می کند.


    نهادگرایی و مردم سالاری


    در آثار این دو استاد و نوع نگاه سیستمی آنها به توسعه، نهادگرایی جایگاه ویژه ای دارد. بدون نهادسازی و توسعه ای کردن نهادهای موجود امکان گسترش آزادی ها و تعقیب ماموریت های توسعه ای ناممکن است. نهادهایی چون دولت، بازار، جامعه مدنی و... باید در جایگاه واقعی خود قرار بگیرند تا بتوانند متناسب با وظیفه خود و با یک رابطه تعاملی در مسیر توسعه ایفای نقش کنند.
    به زعم سن، با نگاه ابزاری، آزادی و حقوق مدنی جزء مهمی در تدوین و اجرای سیاست های اقتصادی است. به بیان دیگر از دید سن باید به مردم سالاری به خاطر اهمیت مستقیم آن در ارتباط با تقویت قابلیت ها، نقش ابزاری آن در بالا بردن میزان شنوایی حاکمیت و نقش نهادی آن در درک نیازها توجه کرد. بنابراین سن ضمن تاکید بر اهمیت نقش ابزاری آزادی سیاسی در تقویت رشد و توسعه اقتصادی بیان می کند که آزادی سیاسی فی النفسه از اهمیت برخوردار است. دکتر عظیمی نیز به صراحت از «حکومت پاسخگو» سخن می گوید و حتی اذعان دارد که «کشورهایی که از تولید سرانه بالا برخوردارند به نحوی در سال های دور این شعار را که توسعه به یک نظام سیاسی مدرن نیاز دارد عملی کرده اند.»۲۰ او بر مبنای نظری مشروعیت حکومت و پذیرش آن توسط مردم نیز بر ابزارها و نهادهای مردم سالاری چون احزاب، سازمان های مستقل، تشکل های سیاسی و صنفی و مانند آن تاکید دارد۲۱، و در همین راستا بیان می کند «گسترش علم و به کارگیری آن نیازمند بسیج تک تک انسان ها است، این اتفاق نمی افتد مگر در یک جامعه مدنی قوی که حقوق انسان ها رعایت شود و امنیت و آزادی وجود داشته باشد.»۲۲ بنابراین در منظر این دو اندیشمند عنصر مردم سالاری جزء لاینفک حرکت به سمت توسعه یافتگی است و آزادی های سیاسی بالذاته منشاء ارزش و از ارکان اصلی فرآیند توسعه است و عدم وجود آن یکی از نشانه های توسعه نیافتگی است و همین طور، به عنوان یک نگاه ابزاری، بهره وری عوامل تولید نیز متاثر از محیطی است که عاملین اقتصادی در درون آن تصمیم به سرمایه گذاری و مشارکت در عرصه فعالیت های اقتصادی می گیرند و قابلیت و توانایی های خود را در عرصه فعالیت های مختلف به کار می برند. بنابراین به قول دکتر عظیمی «توسعه اقتصادی بدون همراه شدن با نهاد سازی جامعه مدنی اصلاً شدنی نیست.»۲۳


    * عضو هیات علمی دانشگاه تهران


    پی نوشت ها:

    ۱ - آمارتیا سن، «توسعه به مثابه آزادی» ترجمه وحید محمودی، انتشارات دانشگاه تهران۱۳۸۲،.

    ۲ - مفهوم «آزادی» در بیان سن متفاوت از کلمه «آزادی» در ادبیات رایج به خصوص در گفتمان سیاسی نظیر «آزادی سیاسی» یا به تاکید وثیق تر «آزادی بیان» است. در نگاه سن «آزادی» مفهومی بسیار وسیع دارد و جنبه های مختلف زندگی اقتصادی و اجتماعی و نیز سیاسی را در برمی گیرد. به این معنا که هرگونه عدم دستیابی به امکانات اقتصادی، منابع اقتصادی و فرصت های مبادله و معامله در بازار آزاد و مانند آن به نوعی سلب آزادی ( و به عبارتی ناآزادی) محسوب می شود و عدم برخورداری از فرصت های اجتماعی چون آموزش، شغل دلخواه، فقر و محرومیت... نیز از مصادیق سلب آزادی است.

    ۳ - عظیمی، حسین، ایران امروز در آئینه مباحث توسعه، ص ۴۲.

    ۴- همان، ص ۹۲.

    ۵ - عظیمی، حسین، مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران، ص ۱۰۹.

    ۶- روزنامه یاس نو، ۲۵ اردیبهشت ،۸۲ مقاله وضعیت اشتغال در ایران.

    ۷ - عظیمی، حسین، ایران امروز در آئینه مباحث توسعه، ص۹۲.

    ۸ - مصاحبه دکتر عظیمی منتشر شده در روزنامه همشهری ۳/۳/۸۲

    ۹ – همان

    ۱۰ - ایران امروز در آئینه مباحث توسعه، ص ۵۱

    ۱۱ - مصاحبه دکتر عظیمی درج شده در روزنامه همشهری ۲۵/۲/۸۲

    ۱۲ - عظیمی، حسین، مجله اطلاعات سیاسی و اقتصادی شماره ،۳۸ فرهنگ آموزش و توسعه

    ۱۳ – همان

    ۱۴ - هفته نامه خبری _ تحلیلی سازمان مدیریت و برنامه ریزی، شماره،۱۸ اردیبهشت ۸۲ (یادنامه دکتر عظیمی)

    ۱۵ - همشهری۲۶، اردیبهشت ،۱۳۸۲ ویژه نامه دکتر عظیمی، مصاحبه با علی میرزایی

    ۱۶ _ هفته نامه خبری _ تحلیلی سازمان مدیریت و برنامه ریزی، شماره ۱۹ _ اردیبهشت ۱۳۸۲.

    ۱۷ - همشهری ۲۵/۲/۸۲ _ راهی به سوی توسعه؛ دولت کارآمد و مقتدر

    ۱۸ - مجله اطلاعات سیاسی و اقتصادی _ شماره ۲۷ _ توسعه اقتصادی و سیاست اقتصاد کشاورزی

    ۱۹ - مدارهای توسعه نیافتگی. ص۲۲۱

    ۲۰ - همشهری، ۲۵/۲/۸۲ _ راهی به سوی توسعه

    ۲۱ – همان

    ۲۲ - همشهری ۳/۲/۸۲

    ۲۳ - مجله راه نو، شماره۱۸ ، ۳۱ مرداد ۱۳۷۷.


        دکتر وحید محمودی

    
 روزنامه شرق ، شماره 755 به تاریخ 19/2/85، صفحه 23 (یادبود عظیمی)