سقوط بازارهای آزاد و ظهور بازار های کنترل شده (تقدیم به شادروان دکتر حسین عظیمی)

نویسنده : غلامحسین دوانی

(جناب آقای  غلامحسین دوانی از دوستان مرحوم دکتر حسین عظیمی، مقاله زیر را به شادروان دکتر حسین عظیمی تقدیم نموده اند.)

متن کامل مقاله را در ادامه مطلب مطالعه نموده  و یا کپی نمایید.


با سقوط اتحاد جماهیر شوروی جهان وارد فاز جدیدی به نام جهانی سازی
شد که چند سال اول آن بمثابه ماه عسل نوعروسان بسیاری را مدهوش کرده و تئوریسین
های خود خوانده بر بال شکسته سوسیالیسم دولتی شوروی آوازهای " بدرود سوسیالیسم " را سر داده بودند اما تند باد اولیه که بصورت توفان از اواخر سال 2007 نظام جهانی سازی را در هم پیچیده ، طومار "جهانی شدن
" و اتحادیه اروپا را مورد تهدید هستی و نیستی قرار داده است .

در واقع هنوز مرکب کتاب «موج سوم» الوین ناظر و «رویاروئی بزرگ» لسترتارو و نقطه نظرات مشعشعانه "میلتون فریدمن" خشک نشده که بازارهای جهانی فارغ از خیال‌پردازیهای این و یا آن تئوریسین‌های اقتصاد و براساس مکانیزم خشک اقتصادی راه خود را می‌پیمایند. اصل بنیادین اقتصاد آن است که هر فرآیند اقتصادی که ارزش‌آفرین باشد باید در چارچوب مناسبات اقتصادی شکل گیرد و فرآیند بازار نیازمند مکانیسمی است که خود نظارتی بازار را نیز نظارت کند (Self-Regulation).

خوشبختانه یا بدبختانه اقتصاد برخلاف سیاست که می‌تواند هر روز به رنگی دیگر درآید دو مولفه اساسی بیشتر ندارد یا نظام کنترلی دولت بر آن سوار شده و یا بازار خودبخودی و یا به اصطلاح خودمکانیزم است. فردریک هایک اقتصاددان افراطی راست زمانی گفته بود که «فقط رفتارهای فردی اراده گرایانه می‌توانند درست یا نادرست ارزیابی شوند» برعکس هایک و دارودسته آلن‌گرین‌اسپن مشهور به "ابله فرزانه" که مقررات‌زادیی را عامل پیشرفت جامعه می‌دانست و با همین تئوری نظام بانکی امریکا را به ورشکستگی سوق داد، دیرزمانی پیش اقتصاددان فرزانه‌ای در سالهای 1880 گفته بود اقتصاد متشکل از عملکردهایی است که گروهی صاحبان سرمایه براساس آن رفتارهای خود را نسبت به دیگران (جامعه کار و تولید) از طریق بهره‌وری فعال مایشائی، ایجاد فشار کاری زایدالوصف، اخراج نیروی کار و ایجاد فرهنگ رقابتی خاص به منظور حداکثر سود، تنظیم می‌کنند. همین صاحبان سرمایه‌ای که در مواقع سودبری تنها به "منافع فردی خود فکر می‌کنند" و در هنگام سقوط و ورشکستگی "دم از مسئولیت اجتماعی مردم در یاری رسانیدن به ورشکستگان از طریق پرداخت بیشتر مالیات و وام بدون بهره دولت به آنان می‌زنند" اما بحران پولی و مالی که اولین اثرات چشمی آن در نیمه دوم سال 2007 هویدا شد بنیاد ایدئولوژیک سرمایه داری آزاد قهار قانون گریز غیرقابل نظارت را زیر سوال برد به طوری که وال استریت ژورنال ناچار به اعتراف شد که بزرگ مرد اقتصادی درست گفته بود که بدون نظارت و کنترل جمعی و حسابدهی نمی‌توان ابزارها و مکانیزم اقتصاد سرمایه داری را به حال خود رها کرد!! عقلای اقتصادی نیک آگاه هستند که رشد اقتصادی قادر به کاهش فقر و نابرابری و افزایش همبستگی اجتماعی نیست زیرا رشد اقتصادی در چارچوب سرمایه داری الزاما همراه با نابرابری اجتماعی است بطوریکه ازیکطرف این رشد مولد ثروت و از طرف دیگر چون نابرابری ها را افزایش میدهد و نیازهای کاذب را دامن میزند به همان اندازه هم مخرب است .حکایت آنکه از دهه هشتاد میلادی علی رغم رشد اقتصادی قابل ملاحظه ای که در سراسر جهان پدید آمده نابرابری ها نیز به مرز انفجار رسیده و نسبت فاصله بین ٢٠٪ بالای ثروتمند ترین و ٢٠٪ پایین فقیرترین های مردم جهان از یک به ٣٠ در سالهای ١٩۶٠ به یک به ٨٠ در حال حاضررسیده که این موضوع اثبات میکند گذار به یک نظام سنتی بر انباشت سرمایه، منجر به از هم پاشیدگی مکانیسم تقسیم ارزشهای تولید شده خواهد شد.

از آنجایی که در این مقاله جدول های بسیاری وجود دارند ادامه مقاله را می توانید در فرمت پی دی اف بخوانید:

http://dostan.mondediplo.com/IMG/pdf/Falldown_Free_market-2.pdf