کتاب جدید مرحوم دکتر حسین عظیمی، نظریه پرداز توسعه کشور به نام " اقتصاد ایران:توسعه، برنامه ریزی، سیاست و فرهنگ " در سال 1391 توسط نشر نی منتشر شد.

این کتاب به کوشش خسرو نورمحمدی، در چهار بخش و 46 مقاله تنظیم شده است.

 

 

توضیحات بیشتر در مورد کتاب را در ادامه مطلب مطالعه نمایید.

 


در پیشگفتار علت انتشار کتاب را چنین می خوانیم: " مرگ ناگهانی دکتر حسین عظیمی باعث شد بسیاری از آثار این نظریه پرداز توسعه کشور فرصت انتشار نیابند. از این رو متوجه شدم که علی رغم علاقه و استفاده متخصصان از نظریه های عظیمی، چارچوب فکری،روش شناسی و دیدگاه های او برای بیش تر علاقه مندان و منتقدان به دلیل در دسترس نبودن مجموعه آثار او، ناشناخته مانده است. بنابراین، با توجه به لزوم آشنایی کامل تر جامعه علمی با نظریه ها و چارچوب دانش توسعه به عنوان مهم ترین نیاز کشور و، از طرف دیگر، حق استادی، سابقه دوستی و همکاری و علاقه ام به دکتر عظیمی، مناسب دیدم که به تدوین مجموعه آثارشان بپردازم."

به جای مقدمه کتاب، مقاله "روش و ماهیت در علم اقتصاد"دکتر حسین عظیمی قرار داده شده که می تواند مبانی و روش او در تدوین مقالات این کتاب و نظریات اقتصاد توسعه اش را بخوبی بیان کند، اقتصادی متاثر از سیاست، فرهنگ،برنامه ریزی و ..."

همچنین در پیشگفتار سعی شده تا چارچوب فکری عظیمی در 3 بخش زیر معرفی شود:

1-   شناخت دنیای صنعتی و روند تحولات آن بر مبنای الگوی تمدن سازی (توسعه)

2-   شناخت اقتصاد ایران و روند تحولات آن از دیدگاه تمدن سنتی و تمدن جدید صنعتی

3-   ارائه راهکار برای حرکت اقتصاد ایران از تمدن قدیم به تمدن جدید باتاکید بر محوریت تحول فرهنگی

عظیمی در نوشته های خود تلاش موثری کردکه نشان دهد وضع گذشته، حاضر و آینده ایران را باید در بستر تمدن جدید بشری دید و تفسیر کرد. می‌گوید:«همه کشورهای توسعه یافته در دو خصیصه مشترکند که ما هم برای توسعه، باید در این زمینه‌ها با آن‌ها
مشترک باشیم، اولاً فرهنگشان علم محور است ثانیاً فرهنگشان انسان محور است؛ و بحث توسعه اساساً جایگزینی این اندیشه‌ها است، نه چیز دیگر».«در تمدن جدید اصل بر برابری، آزادی و اصالت فرد است و هویت یگانه هیچ انسانی نباید مورد تهاجم قرار گیرد. اگر این تهاجم صورت گیرد،تمدن جدید قابل ساخته شدن نیست. ظرفیت تمدن جدید متکی بر تک‌تک انسان‌هاست. یعنی اگر ما بتوانیم شرایط شکوفایی تک‌تک انسان‌هایمان را فراهم کنیم، توسعه در کشور ما هم اتفاق خواهد افتاد و اگر نتوانیم، اتفاق نخواهد افتاد. »

عظیمی در رابطه با الگوی تمدن اسلامی ایرانی می گوید: "تمدن جدید بشری یعنی تمدن صنعتی با حذف دو اندیشه فرمان اشرافیت و سنت و ایجاد دو اندیشه محوری انسان باوری و علم باوری بنیان یافته است. تمدن اسلامی نیز در آغاز ظهور دین، با یک اندیشه متفاوت با اندیشه اشرافیت شروع شد و اساسش این بود که انسان‌ها هر کدام اصالت داشته و چیزی از وجود خدا در آن‌هاست و همین موجب می‌شود تا همه با هم برابر شوند. وجود چند اندیشه این‌گونه، پایگاه یک تمدن عظیم بود وتمدن اسلامی زمانی سقوط کرد که این اندیشه‌ها نیز سقوط کردند. وقتی ما به دین خودمان اسلام نگاه می‌کنیم، مشهور است که اولین مبارزه اسلام با اشرافیت بوده است.
یعنی دین اسلام در ابتدا اولین چیزی که مطرح می‌کند برابری انسان است و هیچ‌گونه برتری به هیچ قشر و آدمی نمی‌دهد. فقط بحث تقوی مطرح است و جز این نیست. تمدن اسلامی که ساخته شد بر اساس همان اندیشه برابری بود. تمام مخالفت‌هایی که با اسلام شکل گرفته از صدر اسلام ناشی از این بود که نهادهای صدر اسلام، نهادهای غیر اسلامی آن موقع متکی بر اشرافیت بود. اسلام به این معنی اصلاً در حقیقت محوریت توسعه را مطرح می‌کند.
"

عظیمی در بررسی‌های خود با توجه به منابع و شرایط، امکان ساختن تمدن جدید ایرانی برای سومین بار را، ممکن و سهل‌تر از بسیاری کشورها دانسته و در مقالات متعدد خود احیای تمدن ایرانی جدید را ممکن و مشروط بر احیای اندیشه‌های محوری اسلام که همان اندیشه‌های محوری تمدن جدید صنعتی هستند، می‌داند.
او معتقد است، آینده توسعه کشور می‌تواند پرپیچ و خم باشد (مانند کشورهای اروپایی
با تاکید بر محور سرمایه گذاری فیزیکی) و نیز می‌تواند مانند ژاپن (با تاکید بر
محور سرمایه انسانی با روش فرهنگی) از مسیری کوتاه و بدون بحران‌های شدید باشد؛ لذا عظیمی محور توسعه را تحول فرهنگی می‌داند. او معتقد است شخصیت اجتماعی انسان‌ها عمدتاً در دوران 5 تا 15 سالگی ساخته می‌شود؛ لذا او همواره بر نقش دوران ابتدایی و راهنمایی بر درونی کردن محورهای تمدن سازی جدید یا توسعه تاکید دارد تا جایی که معتقد است روزی توسعه ایران شروع خواهد شد که از مدارس ابتدایی فرهنگ سازی را آغازکنیم.

گرد آورنده کتاب اظهار امیدواری کرده است تا امکان تدوین، و چاپ سایر مطالب مرحوم عظیمی نیز به همت علاقه مندان توسعه ایران به وجود آید.

عناوین بخش ها و 46 مقاله کتاب:

مقدمه:مقاله "ماهیت و روش در علم اقتصاد"

بخش اول: برنامه ریزی و توسعه

1-   توسعه پایدار، اقتصاد بدون نفت2-چالش‌های توسعه صنعتی در ایران3- راز گذر از جامعه کهنه4- تحلیل تاریخی دشواریهای توسعه در ایران(راه میان بر وجود ندارد)5- سنت و مدرنیسم و موانع توسعه ایران6- سنت و مدرنیسم در برنامه‌های توسعه ایران7- اصول و مفاهیم برنامه ریزی توسعه و برنامه های چشم انداز8- مسیرهای تهیه و تنظیم برنامه چهارم توسعه کشور 9-از برنامه چه می‌خواستیم به چه رسیدیم؟10- نگاهی به تحولات توسعه‌ای در ایران11-فلسفه برنامه‌ریزی12- خروج از بحران نیازمند برنامه یا معجزه ؟

بخش دوم:اقتصاد ایران

1-بیهوشی مغزی یا کما در اقتصاد ایران2- نفت و توسعه3-دانش و دانایی ملی و توسعه اقتصاد ایران4- الگوی نظری اقتصاد ایران؟ هیچ، تسلیم شرایط عملی بوده‌ایم5- تحولات اخیر اقتصاد ایران از دیدگاه تئوری توسعه6- خصوصی سازی انرژی7- بهره‌وری و توسعه اقتصاد ملی در ایران8- بهره وری در فرآیند توسعه9-رهنمودهای عمومی در تدوین سیاست‌های کلان ملی در رابطه با بخش صنعت10- آموزش ابتدایی و آینده توسعه در جامعه ایران11- بودجه ابزاری در دست دولت برای کنترل مردم12- دولت در لایحه بودجه 78 فشار کاهش درآمدهای نفت را به مردم منتقل کرده است13- لایحه بودجه 1378 از دیدگاه تحلیل ساختاری

بخش سوم: اقتصاد سیاسی

1-   جامعه آرمانی در تفکر بشری واقتصاد آرمانی در قانون اساسی2- بر بستر این اقتصاد، جامعه مدنی شکل نمی‌گیرد3-الگو و استراتژی توسعه ایران در آینه قانون اساسی4- راهی به سوی توسعه دولت کارآمدو مقتدر5- الزامات تحولات توسعه ای و ساختار نهادی حکومت6- توسعه و دولت7- مناسبات طراحی شده در قانون اساسی8- لیبرالیسم و سوسیالیسم در جهان جدید9- جامعه مدنی زودخاک گرفت10- آرایش جهانی قدرت‌ها، خلیج فارس و منافع ملی ما11- آینده‌نگری درانتخاب مزیت‌ها12- بازخوانی حکایت گرگ و میش (جهانی شدن)13- در انتخاب برای جهانی شدن نیازمند واقع گرایی، برنامه‌ریزی و اصلاح ساختار هستیم14- جهانی‌شدن، دموکراسی
و آینده‌ای که خواهد آمد15- جهانی‌شدن

بخش چهارم: فرهنگ و اقتصاد

1- دین، فرهنگ و توسعه2- فرهنگ و توسعه3- فرهنگ و توسعه ملی (یک تحلیل نظری)4- تحولات شهرسازی و معماری کشور در گذر توسعه‌ای5- تصوری از مبنای تلقی آزادی/فرهنگ، انسان و آزادی