نورمحمدی در مراسم معرفی کتاب«اقتصاد ایران؛ در گذر تمدن و فرهنگ» :

 تمدن صنعتی مدل ضعیف شدۀ تمدن اسلامی است

خسرو نورمحمدی در مراسم معرفی کتاب در دست انتشاری از مرحوم دکتر حسین عظیمی گفت: نویسنده در این کتاب به این نتیجه می رسد که نه تنها تمدن اسلامی با تمدن صنعتی مغایرتی ندارد؛ بلکه می تواند نمونۀ بسیار کامل‌تر و پیشرفته‌تر این تمدن باشد، چون هم انسان‌محوری و علم‌محوری را در خود جای داده است.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی جماران در همایش «دولت، نظام تدبیر و توسعه»، عضو موسسه آموزش و پژوهش مدیریت برنامه ریزی، درباره کتاب «اقتصاد ایران؛ در گذر تمدن و فرهنگ» افزود: این کتاب مجموعه‌ای است از سیزده مقاله که به مبحث تمدن‌سازی برای ایران پرداخته است، نویسنده در این مجموعه مقالات با نگرشی خاص به بررسی اقتصاد ایران از دید تمدنی یا اندیشه‌ای می‌پردازد.

وی با اشاره به این نکته که هر پدیده‌ای اجتماعی را می‌توان از دو جنبه مورد بررسی قرار داد، افزود: نخستین جنبه ای که می توان یک پدیده اجتماعی را با توجه به آن بررسی کرد، جنبۀ اندیشه‌ای، تمدنی یا فلسفی است و دیگری جنبۀ فنی یا سرمایه‌گذاری که عمدۀ توجۀ اقتصاددانان، معطوف به دیدگاه اخیر است.

نورمحمدی از چاپ این کتاب در تابستان امسال خبر داد و گفت: مجموعه مقالات این کتاب را مبتنی بر چهار محور دانست و اظهار داشت: نویسنده در این اثر، نخست، تعریفی از توسعه ارائه می‌کند و معتقد است تعریف توسعه بدون تعریف تمدن امکان‌پذیر نیست؛ یعنی اگر کسی بخواهد مفهوم توسعه را تعریف کند، می‌بایست مفهوم تمدن را هم فراگیرد. به عبارتی، مفهوم توسعه از تمدن خارج می ‌شود.

وی در ادامه تصریح کرد: دومین مسئله این است که تمدن‌ها از جمله تمدن صنعتی، مبتنی بر اندیشه‌ای اساسی‌اند. مرحوم دکتر عظیمی با بحث دربارۀ اندیشه‌های اساسی تمدن صنعتی، به‌ بررسی تمدن اسلامی می‌پردازد و معتقد است به طو‌رکلی، برای تمدن‌سازی باید نوآوری اندیشه‌ای و بصیرت جدیدی به‌ وجود آید که هر نوآوری مبداء و منشأیی دارد.

نورمحمدی با تأکید بر وحی به عنوان منشأ نوآوری در تمدن اسلامی گفت: به اعتقاد دکتر عظیمی در تمدن اسلامی نوآوری با وحی آغاز می‌شود و در تمدن صنعتی با تحولات رنسانس و تحت تاثیر تمدن اسلامی. همچنین پایه‌های تمدن قدیم بشری یا تمدن سنتی بر دو محور بوده است: فرمان و سنت. با ظهور تمدن صنعتی به‌جای فرمان، انسان‌محوری و به‌جای سنت، علم‌محوری قرار می‌گیرد.

وی ادامه داد: در حقیقت، تمدن صنعتی چیزی نیست مگر ظرفیت‌هایی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که بر اساس دو محور انسان و علم شکل گرفته است. به‌تعبیر دیگر، بشر در طول تاریخ سه دورۀ معرفتی را سپری می‌کند: نخست، معرفت عرفانی؛ دیگری، معرفت فلسفی و سرانجام معرفتی با نام علم و فناوری که با ظهور رنسانس و در پی تمدن صنعتی، تغییراتی اساسی در زندگی بشر ایجاد کرده است.

نورمحمدی افزود: نخستین محور رنسانس تحول فرهنگی بوده است و پس از آن تحولات انباشت سرمایه و سرمایه‌گذاری و در پی آن، استفاده از دستاوردهای دوران جدید و ساماندهی مصرف انبوه که درونی کردن این دو محور در اروپا حدود پانصد سال زمان برده است.

وی با اشاره به تأکید دکتر حسین عظیمی بر محورهای اصلی توسعه در تمدن اسلامی افزود: مرحوم دکتر عظیمی در این بخش از کتاب به‌بیان محورهای اصلی توسعه یا تمدن اسلامی پرداخته و نشان می‌دهد که نخستین اقدام اسلام در مبارزه با اشرافیت قریش، حذف فرمان بشری بوده است. که منجر به ایجاد تحولی عظیم با نام توسعه یا تمدن اسلامی بر پایۀ اندیشه و بصیرت خدامحوری و انسان‌محوری بر اساس وحی می‌شود.

نورمحمدی درباره اهمیت اندیشه خدامحوری و انسان محوری در تمدن اسلامی تصریح کرد: این اندیشه توانست ظرفیتی عظیم در ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایجاد کند. گرچه پس از چندی، با ورود سلطنت (که مربوط به دوران اولیۀ تمدن بوده است) یا خلیفه‌گری به اسلام ظرفیت این تمدن کاهش یافت و به‌نوعی منحرف شد.

وی برخورد ایرانی ها با تمدن صنعتی را معطوف به رفاه این کشورها دانست و افزود: نویسنده کتاب اقتصاد ایران با تاکید بر آنکه برخورد ما با تمدن صنعتی عمدتا از حوزۀ تقلید رفاه بوده، نه انسان‌محوری و علم‌محوری. جامعۀ ایران بیشتر مفتون ظواهر تمدن غرب است و تاکنون، به صورت اندیشه‌ای به مطالعۀ تمدن غرب نپرداخته است.

نورمحمدی ادامه داد: دکتر عظیمی برخورد ما با تمدن اسلامی را هم شبیه به برخورد با تمدن صنعتی می داند و  تاکید می‌کند که این اندیشه‌ها (تمدن صنعتی و تمدن اسلامی) هنوز در جامعۀ ما درونی نشده است.

وی درباره پرسش اصلی اقتصاد ایران از دیدگاه دکتر عظیمی اظهار داشت: سؤال اساسی این است که آیا مبانی تمدن صنعتی یا تمدن غرب همان مبانی تمدن اسلامی است یا خیر؟ آیا تمدن اسلامی ای که در جستجوی آنیم، همان تمدن صنعتی است یا خیر؟ پاسخ دکتر عظیمی به این سؤال این است که بصیرت‌های اصلی تمدن صنعتی دقیقا بر بصیرت‌های اصلی تمدن اسلامی منطبق است.

نورمحمدی همچنین تأکید کرد: نه تنها تمدن اسلامی با تمدن صنعتی مغایرتی ندارد؛ بلکه نمونۀ بسیار کامل‌تر و پیشرفته‌تر از این تمدن می‌تواند باشد، چون هم انسان‌محوری و هم علم‌محوری، دقیقا، در تمدن اسلامی وجود دارد. به اعتقاد دکتر عظیمی تمدن صنعتی امروز نمونۀ ضعیف شدۀ تمدن اسلامی است که در صورتی که بتوانیم این اندیشه و نیز اندیشۀ خدامحوری را  در تمدنمان واردکنیم، می‌توانیم برای ایران تمدنی اسلامی بسازیم.

وی در پایان سخنانش گفت: نویسنده در این کتاب بااشاره ‌به اینکه جامعۀ ایران بخش عمده‌ای از تمدن غرب را پذیرفته است، می‌نویسد: «بی‌فایده است که روحانیون ما ، متخصصان ما و سیاستمداران ما اینقدر از تضاد ما با غرب سخن بگویند.»

لینک 1

لینک 2

لینک 3