ماخذاصلی:هفته نامه خبری-تحلیلی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور- یادمان دکتر حسین عظیمی - شماره هیجدهم-پنجشنبه 25 اردیبهشت 1382-ص 8.مصاحبه دکتر مهدی اخلاقی، مدیر کل دبیرخانه شورای اقتصاد سازمان مدیریت و برنامه ریزی با آقای دکتر صفدر حسینی _وزیر وقت کار و امور اجتماعی

 

برای مطالعه متن به ادامه مطلب مراجعه شود:


هزینه بالای مبادله مانع جدی در راه توسعه کشور است و مانع از این است که بازار در محیط رقابتی خود عمل کند

اشاره :

شاید صحبت در باره اقتصاددانی که ستاره عمرش در فضای علمی و تحقیقاتی کشور خاموش شده تنها انگیزه وزیر کار و امور اجتماعی در پذیرش گفت و گو با ما شد ولی در هر حال ، در روزی که هنوز داغ از دست دادن دکتر عظیمی از دل همکاران و دوستان و دانشجویان ایشان زدوده نشده است ، دکتر صفدر حسینی با دکتر مهدی اخلاقی مدیر کل دبیرخانه شورای اقتصاد سازمان مدیریت و برنامه ریزی به گفتگویی نشست که محصول این گفتگو را می خوانید.

 

با توجه به شناخت شما از دکتر عظیمی فکر می کنید حوزه تفکر ایشان بیشتر معطوف به چه محورهایی بود؟

تأکید دکتر عظیمی بیشتر روی مباحث تاریخ عقاید اقتصادی و توسعه و فلسفه می شد موجب گردید تحقیقات فراوانی در خصوص موانع ساختاری و رفتار اقتصاد ایران انجام دهد.

در حوزه سیاست گذاری نیز در دوران آقای هاشمی رفسنجانی عضو شورای مشورتی ایشان بود و سپس در دوران آقای خاتمی همین نقش را عهده دار شد. در سمت اخیر خود به عنوان رئیس مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی ،شروع به تهیه ارکان برنامه چهارم کرد. او با اطلاعات جامعی که از اقتصاد ایران و موانع و گره های آن داشت ، توانست موضوع بهره وری را پی گیری کند . او بهره وری را موتور محرکه تولید ثروت و گرانیگاه اقتصاد کشور می دانست و به همین دلیل تأکید داشت که باید روی این مسأله کار کرد.

 

دکتر عظیمی عقیده داشت که برای یافتن علت های توسعه نیافتگی باید شاخصی مانند درآمد سرانه را مورد توجه قرار دهیم . به عنوان مثال باید ببینیم چرا کشوری مثل آمریکا 36 هزار دلار درآمد سرانه برخوردار است . وی معتقد بود که چنین ظریت تاریخی ای در اقتصاد ایران وجود دارد که بتواند در حد کشوری مثل آمریکا باشد. اما چرا این اتفاق نمی افتد و این فاصله 34 هزار دلاری چرا باید وجود داشته باشد؟ به نظر شما مقایسه این دو جامعه مقایسه درستی است و اساس شکاف توسعه نیافتگی به این زمینه مربوط می شود؟

شکاف توسعه نیافتگی فقط این مسأله نیست . این شاخص شاخص درستی است ، ولی در عین حال بهره وری بحث بسیار مهمی است که به فرهنگ کار در یک جامعه مربوط می شود در فرهنگ و معارف ما کار بسیار ارزشمند تلقی شده است ، ولی تبدیل به یک ارزش اجتماعی نشده است . قدر مسلم روی ابعاد این مسأله باید کارکرد . در دنیا برای اینکه بهره وری مورد توجه جدی قرار بگیرد، برنامه کار شایسته را مطرح می کنند . در این برنامه ظوابط انجام کار در محیط کار بایستی به گونه ای طراحی شود که انگیزه لازم فراهم شود تا مدیریت تولید از امکانات خود در حداکثر سطح و با کمترین هزینه استفاده کند. این محیط اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی در کشور ما فراهم نشده و باید فعالیت زیادی صورت گیرد تا بحث بهره وری به نحو احسن اجرا شود .

 

نظامات اقتصادی ، سیاسی کشور روی فرهنگ سازی تأثیر زیادی دارد و اگر کسی بداند که نتیجه کار انجام شده اش را دریافت نمی کند، قطعاً این فرهنگ از بین می رود. شاید مشکل اساسی این است که نظام اقتصادی ما باز خورد مربوط به کار را به اشخاص نمی دهد و ارزش کار تضییع می شود .نظر شما چیست ؟

بهره وری تابعی از بازیافت هایی است که آنرا به وجود می آورند. هر چند بازیافت ها و درآمدهی ناشی از افزایش بهره وری می شود چنین نظاماتی اکنون در کشور ما حاکم نیست ، اگر درآمدهای ناشی از افزایش بهره وری مستقیماً به نیروی کار و حاصل مدیریت در حوزه تولید باز گردد، انگیزه های لازم را ایجاد می کند. تصور می کنم دکتر عظیمی به این مقوله به درستی توجه و تأکید داشت .

 

دکتر همواره تأکید داشت که برنامه ریزی جامع در کشور ما جوابگو نبوده و معتقد بود که ما باید سراغ پروگرام های اجرایی در دوره های میان مدت برویم . در واقع بایستی در کشور پروگرام های اجرایی داشته باشیم و سایر حوزه ها را به حال خود رها کنیم تا فعالیت های عادی خود را انجام دهند. با توجه به اینکه ما اکنون در آستانه تنظیم برنامه چهارم توسعه هستیم ، لطفاً نظر خود را راجع به تفکر و ایده دکتر عظیمی در این رابطه بیان بفرمایید؟

ایده هایی در حوزه برنامه ریزی توسعه مطرح است به عنوان مثال ما بایستی تعدادی از leading sector ( بخشهای پیشتاز ) را که می تواند کل اقتصاد کشور را رهبری کند بیابیم.این نظریه یکی از نظریه های معتبری است که در حوزه برنامه ریزی توسعه مطرح است و با کشوری مثل ما که با محدودیت منابع مواجه ایم ، سازگاری بیشتری دارد به نحوی که ما با تعریف leading sector ها ضمن وجود محدودیت برنامه ، بازایش مواجه می شویم که این زایش بقیه بخش های اقتصادی را هم در بر خواهد گرفت و متعاقب آن ما به یک برنامه ریزی متوازن معطوف به یک استراتژی معین و دقیق خواهیم رسید. این نکته اگر به خوبی مورد توجه قرار گیرد، می تواند تا حدود زیادی مسائل و مشکلات کشور را مرتفع کند.

 

شما فرمودید مشکل بزرگ کشور بهره وری است آیا می توان این مشکل را در قالب پروگرام حل کرد و به فکر افزایش بهره وری ر قالب پروگرام مشخصی بود؟

در leading sector ها ، بهره وری ملاک عمل قرار می گیرد یعنی می تواند به یکی از موضوعات پیش برنده توسعه تبدیل شود ، اگر موانع بهره وری برطرف شود و ساختار آن  بسترهای لازم را فراهم آورد خود همین موضوع می تواند جزدی از های مطلوب باشد . مثلاً در حوزه های متفاوتی مثل صنعت ، نفت و یا حتی صنایع کوچک می توان موضوع بهره وری را مد نظر قرار داد.

 

به نظر می رسد الزامی به نگاه بخش نباشد ، آیا بهتر نیست موانعی را که موجب شده اقتصاد کشور از نظر بهره وری عقب بیافتد را مد نظر قرار دهیم ؟ چون ممکن است بخش هایی از اقتصاد مثل انرژی بسیار پیشرفته هم باشد ولی بهره وری در آن هم پایین باشد . آیا حل مسئله ای مانند بهره وری پایین نمی تواند موضوع برنامه چهارم باشد ؟

در تدوین برنامه چهارم می توان به سه یا چهار موضوع مهم پرداخت تا تدوین برنامه بهتر باشد یکی از این موضوعات بهره وری است و دیگری هزینه مبادله در اقتصاد ایران است که بی ربط با موضوع بهره وری نیست . هزینه بالای مبادله مانع جدی در راه توسعه کشور است و مانع از این است که بازار در محیط رقابتی خود عمل کند.

موضوع دیکر مسأله امنیت است در حوزه اقتصاد امنیت از درجه اهمیت بالایی برخوردار است سیاست های پولی و بانکی ما باید به گونه ای تنظیم شود که امنیت را در اقتصاد کشور تضمین کند. این چند عامل اقتصاد کشور را در مسیر درست خود هدایت می کند.

به نظر شما سهم و نقش ایده ها و تفکرات دکتر عظیمی در اقتصاد کشور تا چه حدی بوده و برداشت شما از سهم ایشان در شناخت مسایل ومشکلات اقتصاد ایران به عنوان یک استاد و معلم اقتصاد چیست ؟

به عقیده من دکتر عظیمی به شفاف سازی دیدگاه هایی که به عنوان چالش های اساسی اقتصاد ایران مطرح است ، کمک فراوانی کرده است . در اقتصاد ایران یکی از کمبودهای اساسی چالش در زمینه دیدگاه های اقتصادی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است دکتر عظیمی کمک شایانی به رشد این حوزه نمود و سعی کرد که مستندات عقاید متفاوت خود را تنظیم و عرضه کند . این نقش را می توان برای شادروان دکتر نوربخش نیز قائل بود. هر چند از نظر مشرب و عقیده متفاوت بودند ولی هر دو نقش مؤثری در شفاف شدن دیدگاه های متفاوتی که وجود داشت ، ایفا کردند.

ماخذ:http://agriomid.blogfa.com/post-7.aspx